است كه قحطى و خشكسالى آنان را به انسان نزديك مىسازد . « 1 »
4 - الشّمس من مشرقها قد بدت * مشرقة ليس لها حاجب « 2 »
كأنّها بوتقة أحميت * يجول فيها ذهب ذائب « 3 »
خورشيد از مشرق خويش آشكار شد در حالى كه بىپرده مىدرخشيد .
چونان بوتهء گداخته شدهاى كه در آن طلاى مذاب به جوش مىآيد و حركت مىكند . « 4 »
5 - قالت أعرابية تصف بنيها : هم كالحلقة المفرغة لا يدرى أين طرفاها . « 5 »
يك زن باديهنشين در وصف پسرانش گفت : آنان بسان حلقهء ريخته شده هستند كه دو طرفش معلوم نيست . [ آغاز و پايانش معلوم نيست ] . « 6 »
توضيح : حلقهها دوگونه است : گاه يك آهن را گرد مىسازند ؛ در اين حلقه ، محل برخورد دو سر آن معلوم است . و گاه فلز گداخته شده را در يك قالب دايره شكل مىريزند ؛ اين حلقه همه جايش همسان است .
6 - عزماتهم قضب و فيض أكفّهم * سحب و بيض وجوههم أقمار « 7 »
هامش
( 1 ) - « انس » به فتح اول و دوم كسى است كه با او انس مىگيرى و جمع آن « آناس » است ؛ « انس » واژه ديگرى از قلمرو « انس » به كسر اول است . « محل » : خشكسالى ، قحطى .
شاعر حالش را در بىرغبتى به ملاقات با مردم به حال حيوانات وحشى تشبيه كرده است كه تا ناچار نشوند و در تنگناى قحطى قرار نگيرند به انسانها رو نمىكنند .
مشبّه : حالت شاعر در بىرغبتى به ملاقات با مردم است . مشبّهبه : حالت حيوانات وحشى در هنگام رويكرد اضطرارى به مردم است . كاف : ادات تشبيه . وجهشبه : هيئت برداشت شده از بىرغبتى ، ملاقات و اضطرار . تشبيه تمثيل و مجمل است .
( 2 ) - اين شعر از وزير مهلبى است . ( مترجم )
( 3 ) - « حاجب » : مانع . « بوتقه » : ظرفى است كه زرگر در آن طلا را ذوب مىكند . [ در فارسى به آن بوته مىگويند ] .
( 4 ) - مشبّه : حالت ويژهء طلوع خورشيد . مشبهبه : حالت خاص طلاى ذوب شده در بوتهء زرگران . وجهشبه :
هيئت برداشت شده از يك چيز زرد درخشان با انقباض و انبساط . « كان » : ادات تشبيه . تشبيه تمثيل و مجمل است .
( 5 ) - « يعنى چنانكه در حلقه كه در قلب ريخته باشند جزوى ممتاز از جزوى نيست و جزوى را نمىتوان طرف و جزوى ديگر را وسط گفتن ، همچنين ايشان نيز در فضيلت مساوىاند و احدى را امتياز بر ديگرى نيست . » ( انوار البلاغه ، ص 263 )
( 6 ) - مشبّه : « هم » . مشبّهبه : حلقه مفرغه - مفرد مقيّد . وجهشبه : عدم تفاوت و وجود تساوى . « كاف » : ادات تشبيه .
تشبيه مجمل است و وجهشبه در آن ذكر نشده است و به اتفاق همهء بلغاء « لا يدرى أين طرفاها » وصف مشبهبه است . نگاه كنيد به كرانهها ، ج 3 ، ص 194 ؛ و انوار البلاغه ، ص 263 ؛ و مختصر ، ص 46 بيان .
( 7 ) - « عزمات » مشبّه . « قضب » : مشبّهبه . ادات تشبيه حذف شده است . وجهشبه : قاطعيت است .