گسترش يابد و از پيرامون دائرهء خورشيد سرريز شود سپس قصدش عوض مىشود و به انقباض باز مىگردد [ يعنى نورش را جمع مىكند ] .
و حكم وجه الشّبه أن يكون فى المشبّه به أقوى منه فى المشبّه و إلّا فلا فائدة فى التشبيه .
و قانون وجهشبه اين است كه در مشبّهبه قويتر از مشبّه باشد و گرنه تشبيه سودى ندارد . « 1 »
تمرين
بيّن أركان التشبيه و أقسام كلّ منهما فيما يلى .
تمرين
اركان تشبيه و اقسام هريك را در عبارتهايى كه مىآيد بيان كن .
1 - فكاّنها فيه نهار مشرق و مكلّف الأيّام ضدّ طباعها * متطلب فى الماء جذوة نار « 2 »
و كسى كه روزگار را بر خلاف طبيعتهايش مكلّف سازد چونان جويندهء پارهاى از آتش در آب است . « 3 »
2 - و الدّهر يقرعنى طورا و أقرعه * كأنّه جبل يهوى إلى جبل « 4 »
يكبار روزگار مرا مىكوبد و من نيز آن را مىكوبم ، گويى آن كوهى است كه به سوى كوهى فرود مىآيد .
3 - فان أغش قوما بعده أو أزرهم * فكالوحش يدنيها من الأنس المحل « 5 »
اگر پس از او با جامعهاى ملاقات كنم يا به زيارت آنان بروم چونان حيوانات وحشيى
هامش
( 1 ) - اين عبارت قابل نقد است . ( مترجم )
( 2 ) - اين شعر از تهامى است . ( مترجم )
( 3 ) - « مكلف » مشبّه مفرد مقيّد است . « متطلب » مشبّهبه مفرد مقيّد ، ادات تشبيه ذكر نشده ، وجهشبه :
بيهودگى تلاش بيجاست . ( تشبيه قريب مبتذل است ) و چون وجهشبه در آن ذكر نشده است مجمل است ، و از اين جهت كه وجهشبه برداشت شده از چند چيز نيست تشبيه غيرتمثيل است .
( 4 ) - ضمير « كانه » كه به « دهر » باز مىگردد مشبّه مفرد است و « جبل » مشبّهبه مقيّد . وجهشبه هيئت برخورد وحشتناك دو چيز بزرگ است بنابراين تشبيه تمثيل است .
« كان » : ادات تشبيه ، وجهشبه ذكر نشده است پس تشبيه مجمل است ، تشبيه شخص نستوه به كوه تشبيه مبتذل و قريب است .
( 5 ) - اين شعر از مسلم بن وليد است . ( مترجم )