مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ
« 1 »
اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند همچون خاكسترى است در برابر تندباد در يك روز طوفانى .
در اين آيهء شريفه ، « أعمالهم » مشبّه مفرد ، و « رماد » با آن هيئت خاص مشبّهبه مركّب است .
و مانند سخن شاعر : « 2 »
أغرّ أبلج تأتمّ الهداة به * كأنّه علم فى رأسه نار
او شريف و گشادهروست ، هدايتگران به او اقتدا مىكنند ، گويى او كوهى است كه بر سرش آتش باشد .
در اين شعر « برادر خنساء » مشبّه مفرد و « علم فى رأسه نار » مشبّهبه مركّب است .
او المشبّه به مفرد كقول أبى الطيّب المتنبّى :
يا مشبّهبه مفرد است مانند سخن ابو الطيّب متنبّى .
تشرق أعراضهم و أوجههم * كأنّها فى نفوسهم شيم « 3 »
آبروها و چهرههايشان مىدرخشد گويا اينها خلقوخوهايى در جانهاى آنان است .
شاعر درخشيدن آبروها و چهرهها را به درخشش اخلاق شايسته تشبيه كرده است ؛ درخشش چهرهها به سفيدى آنهاست و درخشش آبروها به شرف و نيكويى آنها . در اين مثال « شيم » مشبّهبه مفرد است .
ثالثا - التشبيه ينقسم باعتبار طرفيه الى : 1 - ملفوف و هو ما أتى فيه بالمشبهات أولا على طريق العطف أو غيره ثمّ بالمشبّهات بها كذلك كقول الشاعر :
سوم : تشبيه به اعتبار دوطرف آن تقسيم مىشود به 1 - ملفوف و آن تشبيهى است كه در آن نخست مشبّهها به وسيلهء عطف يا غير عطف آورده مىشود سپس مشبّهبهها نيز به شيوهء عطف يا غير عطف آورده مىشود . مانند قول شاعر :
ليل و بدر و غصن * شعر و وجه و قد
خمر و درّ و ورد * ريق و ثغر و خدّ
شب ، ماه تمام و شاخه است ؛ گيسو ، چهره و قدّ او .
شراب ، مرواريد و گل است ؛ آب دهان ، دندان پيشين و گونهاش .
هامش
( 1 ) - ابراهيم ، 18 .
( 2 ) - اين شعر از خنساء است . ( مترجم )
( 3 ) - نگاه كنيد به يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 200 ؛ و شرح ديوان متنبّى نوشتهء برقوتى ، ج 2 ، ص 336 ( مترجم )