و لمّا نعى النّاعى سألناه خشية * و للعين خوف البين تسكب امطار
اجاب : قضى . قلنا قضى حاجة العلا * فقال : مضى . قلنا : بكلّ فخار
و آنگاه كه خبردهنده از مرگ ، خبر مرگ داد ، ما هراسان از او پرسيديم با اينكه چشم ، ترس جدايى داشت و باران اشك فرو مىريخت .
او پاسخ داد : درگذشت ، گفتيم : نياز والايى را برآورده ساخت ، پس گفت : رفت ، گفتيم :
همهء افتخارات را برد .
در اين شعر كلمه « قضى » و « مضى » بر معنايى غير از معنايى كه گوينده اراده كرده است حمل شده . مقصود گوينده از « قضى » مردن بوده ولى بر برآوردن نياز حمل شده است ، و مراد گوينده از « مضى » نيز مردن بوده ليكن بر بردن افتخارات حمل گرديده است .
34 - تشابه الاطراف :
تشابه الأطراف قسمان : معنوىّ و لفظىّ . « 1 »
فالمعنوىّ هو أن يختم المتكلّم كلامه بما يناسب ابتداءه فى المعنى .
34 - تشابه اطراف ( همانندى كرانههاى سخن ) :
تشابه اطراف دو گونه است : معنوى و لفظى .
تشابه اطراف معنوى اين است كه گوينده سخنش را با چيزى پايان دهد كه در معنا با آغاز كلامش تناسب دارد . مانند سخن او :
ألذّمن السّحر الحلال حديثه * و أعذب من ماء الغمامة ريقه
گفتار او لذيذتر از سحر حلال است ، و آب دهانش گواراتر از آب ابر ( باران ) .
فالرّيق يناسب اللّذّة فى أوّل البيت .
آب دهان با لذّت كه در آغاز بيت آمده است مناسبت دارد .
« سحر حلال » : كنايه از كلام فصيح و موزونى است كه به گونهء سحر باشد « 2 » .
و در فارسى مانند اين اشعار حافظ :
سخن عشق نه آن است كه آيد به زبان * ساقيا مى ده و كوتاه كن اين گفت و شنفت
هامش
( 1 ) - به تشابه اطراف ، تسبيغ نيز مىگويند .
( 2 ) - اين گرفته شده از حديث « انّ من البيان لسحرا » است .