و شاعر نزد آنان دشمن است گرچه در حد كمال شعرى را « حبيب » برايشان بسرايد .
توجه كنيد معناى نزديك و غيرمراد « حبيب » دوست است و معناى دور و مراد ، حبيب بن اوس طائى است كه به ابو تمام شهرت دارد . واژهء « بغيض » « حبيب » را آمادهء توريه ساخته است . و مانند قول او :
أبيات شعرك كالقصور * و لا قصور بها يعوق « 1 »
و من العجائب لفظها * حرّو معناها « رقيق »
ابيات شعر تو چونان كاخهاست و هيچ كوتاهى كه مانع از درك معنا باشد در آن نيست . و از شگفتىها اين است كه لفظ آن آزاد و معنايش لطيف [ برده ] است .
« رقيق » دو معنا دارد : 1 - معنى نزديك غيرمراد كه « برده » است و به سبب وجود واژهء « حرّ » در ذهن مىآيد 2 - معنى لطيف و ظريف است .
و مانند :
برغم شبيب فارق السّيف كفّه * و كانا على العلّات يصطحبان « 2 »
كأنّ رقاب النّاس قالت لسيفه * رفيقك قيسى و أنت يمانىّ
بر خلاف خواست « شبيب » شمشير از كفش جدا گرديده است با اينكه آن دو در رخدادها باهم همراه بودند . گويا گردنهاى مردم به شمشير شبيب گفتهاند : دوست تو قيسى [ از تبار قيس ] است و تو يمانى هستى .
در اين شعر معناى نزديك و غير مراد « يمانى » مرد منسوب به يمن است و معنى دور و مراد يمانى شمشير است ، چون يمانى يكى از نامهاى شمشير است . « 3 »
2 - الاستخدام :
الاستخدام هو ذكر لفظ مشترك بين معنيين يراد به أحدهما ثمّ يعاد عليه ضمير أو اشارة بمعناه الآخر أو يعاد عليه ضميران يراد بثانيهما غير ما يراد بأوّلهما .
هامش
( 1 ) - اين شعر از نصير الدين حمامى است . او نخست در مصر به حرفهء حمامدارى اشتغال داشته است و پس از آن به سرودن شعر روآورده . او در سال 712 هجرى با زندگى خداحافظى كرده است .
( 2 ) - اين شعر از متنبى است . نگاه كنيد به ديوان متنبى ج 2 ، ص 475 ؛ ( مترجم )
مراد از شبيب ، شبيب بن جرير عقيلى است .
قيس از تبار عدنان و يمن از قحطان است و بين اين دو پيوسته درگيرى و اختلاف بوده است .
( 3 ) - مىخواهد بگويد : دست شبيب و شمشير او متنافر هستند و با يكديگر جمع نمىشوند براى اينكه « شبيب » قيسى است [ از تبار قيس است ] و شمشير « يمانى » نام دارد پس واژهء « يمانى » را توريه آورده از مردى كه منسوب به يمن است . و آشكار است كه بين قيس و يمن تنافر وجود دارد . بنابراين ظاهر « يمانى » مرد منسوب به يمن است و مراد بعيد او اسم شمشير است ، زيرا كلمهء « يمانى » يكى از نامهاى شمشير است .