نزديك كه مقصود او نيست ولى لفظ آشكارا بر آن دلالت مىكند « 1 » ، و ديگرى معنى دور كه مراد اوست ليكن دلالت لفظ بر آن پوشيده است . پس شنونده مىپندارد گوينده معناى نزديك را در نظر دارد اما او تنها معناى دور را قصد مىكند به كمك قرينهاى كه به آن اشاره دارد . و آن را ظاهر نمىسازد و از غير بيدار و زيرك پنهان مىگرداند .
ضمير « إليه » و « لا تظهره » و « تستره » به « المعنى البعيد » باز مىگردد .
توريه در فارسى مانند اين شعر حكيم سنايى :
مل همى خور به بوى گل به بهار * باش تا بردمد ز گور تو خار
اى چو فرعون شوم گردنكش * رفته از راه آب در آتش
مقصود از راه آب ، معناى دور آن يعنى شراب است .
« مل » : شراب .
مانند سخن خداى برين :
« وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ »
« 2 » و اوست كسى كه شبانگاه روح شما را [ به هنگام خواب ] مىگيرد و آنچه را در روز به دست آوردهايد مىداند .
[ گناهانى را كه كردهايد ]
اراد بقوله جرحتم معناه البعيد و هو ارتكاب الذنوب و لاجل هذا سمّيت التّورية إيهاما و تخييلا .
خداوند از « جرحتم » معناى دور آن را كه مرتكب شدن گناهان است اراده كرده است . و براى همين توريه ، ايهام و تخييل ناميده شده است .
توضيح : « جرحتم » دو معنا دارد يكى معنى نزديك كه از خانواده مجروح ساختن است و ديگرى معنى دور كه دست زدن به گناه و ارتكاب ذنوب از آن قصد شده است .
و مانند سخن سراج الدّين وراق : « 3 »
اصون أديم وجهى عن أناس * لقاء الموت عندهم الأديب
و ربّ الشّعر عندهم بغيض * و لو وافى به لهم « حبيب »
پوست چهرهام را از مردمى پاس مىدارم كه ملاقات مرگ پيش آنان چون برخورد با اديب است .
هامش
( 1 ) - البته دو معنا داشتن اقل آن است . حال اين معانى چه به سبب اشتراك باشد يا تواطى يا حقيقت و مجاز . ( مترجم )
( 2 ) - انعام ، 60
( 3 ) - شاعر مصرى است در سال 615 ه به دنيا آمد و در سال 712 ه زندگى را بدرود گفت .