دلالت مىكند . [ در اين مثال « انطق » صفت و استعارهء تصريحيهء تبعيّه است ] .
و نحو قوله تعالى :
« مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
و نحو : « جئت بمقتالك اى بالالة التى اضربك بها ضربا شديدا »
و مانند اين سخن خداى برين :
« مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا »
« 1 » چه كسى ما را از خفتنگاهمان برمىانگيزد ؟ در اين آيهء شريفه « مرقد » اسم مكان و استعارهء تصريحيهء تبعيه است . « مرقد » براى « قبر » استعاره آورده شده است .
و مانند « جئت بمقتالك » با ابزار كشتن آمدهاى . يعنى با ابزارى كه تو را با آن به شدّت مىزنم ( در اين مثال « مقتال » اسم آلت و استعارهء تصريحيهء تبعيه است ) . « 2 »
التنبيه العاشر : مدار قرينة التبعية فى الفعل و المشتق على ما يأتى :
1 - على الفاعل - نحو : « انّا لمّا طغى الماء » و نطقت الحال بكذا .
2 - او على نائبه - نحو : « ضربت عليهم الذّلة و المسكنة »
يادآورى دهم : محور قرينهء تبعيه در فعل و مشتق بر چيزهايى است كه مىآيد :
1 - بر فاعل - مانند :
« إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ »
« 3 » ما آنگاه كه آب طغيان كرد . [ در اين مثال « طغى » استعارهء تبعيه و « الماء » فاعل و قرينه است . ] « 4 » و مانند : « نطقت الحال بكذا » حال چنين گفت . [ در اين مثال « نطقت » استعارهء تبعيه و « حال » فاعل و قرينه است ] .
2 - يا بر نائب فاعل است - مثال :
« ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ »
« 5 » خوارى و نادارى بر آنان زده شد . [ در اين آيهء شريفه « ضربت » استعارهء تبعيه و « الذلة » نائب فاعل و قرينه است ] . « 6 »
3 - او على المفعول به نحو :
جمع الحق لنا فى امام * قتل البخل و احيا السّماحا « 7 »
هامش
( 1 ) - يس ، 52
( 2 ) - زدن به قتل تشبيه شده است در اينكه در زدن و كشتن آزار شديد هست ، سپس « قتل » براى زدن شديد به شيوهء استعارهء تصريحيهء اصليه استعاره آورده شده است . سپس از آن قتل « مقتال » به معنى آلت ضرب به شيوه استعارهء تبعيّه مشتق شده است .
( 3 ) - الحاقّه ، 11
( 4 ) - براى اينكه طغيان و نطق شأن انسان است .
( 5 ) - بقره ، 61
( 6 ) - براى اينكه زدن از شأن خيمههاست نه از شأن ذلّت كه يك امر معنوى است .
( 7 ) - اين شعر از ابن معتزّ است .