و نحو قوله تعالى :
« وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً »
« 1 »
و مانند سخن خداى برين : و آنان را در زمين به گونهء گروههايى قطعهقطعه ساختيم .
( پراكنده كرديم )
در اين آيهء شريفه « قطعناهم » استعارهء تصريحيهء تبعيه است و به جاى « فرّقناهم » آمده است .
و مثل سخن خداى و الا :
« فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
« 2 » آنان را به شكنجهاى دردخيز مژده بده .
« بشّر » استعارهء تصريحيهء تبعيه است .
يقال : شبه زيادة الماء زيادة مفسدة بالطغيان بجامع مجاوزة الحدّ فى كلّ و ادعى انّ المشبّه فرد من افراد المشبّه به ثم استعير لفظ المشبّه به للمشبّه على سبيل الاستعارة التصريحية الاصلية ثم اشتق من الطغيان بمعنى الزيادة ، طغى بمعنى زاد و علا على سبيل الاستعارة التصريحية التبعيّة .
گفته مىشود : افزون شدن تباهكنندهء آب به « طغيان » تشبيه شده است . و جامع در هريك از « افزون شدن تباهكننده » و « طغيان » تجاوز از حد است ، و ادّعا شده كه مشبّه يكى از افراد مشبّهبه است ، سپس لفظ مشبّهبه به شيوهء استعارهء تصريحيهء اصليّه براى مشبّه استعاره آورده شده است . آنگاه از « طغيان » به معنى « زيادة » « طغى » به معنى « زاد » و « علا » به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيه مشتق شده است .
هذا و قد يستعمل لفظ الماضى موضع المضارع بناء على تشبيه المستقبل المحقق بالماضى الواقع بجامع تحقق الوقوع فى كلّ .
و نحو قوله تعالى :
« وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا »
و قد يعبّر بالمضارع عن الماضى ، بناء على تشبيه غير الحاضر بالحاضر فى استحضار صورته الماضيه
هامش
- دهكدهام مرا ناراحت مىسازد ، حق اين است كه اين استعاره [ ان يطغى ] استعارهء تبعيه است و مستعار ، فعل تنهاست . و آن فعل ، جايگزين « يكثر » يا « يعلو » شده است و ملاك لفظ است و به مصدر تلفظ نشده است . و « ان » تنها يك ابزار در سبك است و براى اينكه مدخولش را به تأويل مصدر ببرد آمده است . پس زمانى كه هدف به دست آيد طرد مىشود همانگونه كه ابزار ، پس از پايان يافتن كارى كه با آن ابزار به انجام رسيده است طرد مىگردد . و برخى گفتهاند : با توجه به مصدر تأويل شده از فعل ، اين استعاره اصليه است .
( 1 ) - اعراف ، 168
( 2 ) - آل عمران ، 21