مىدارند . آگاه باشيد ! هر كس كه حاكمى بر او حكومت مىكند و مىبيند كه او در مواردى خدا را نافرمانى مىكند ، بايد از گناه او ناخشنود باشد ، ولى به هيچ روى دست از طاعت برندارد . » « 1 »
اجتهادات صحابه و تابعين و خلفاى آنها ، به ويژه در احكام اسلامى ، را مشاهده كرديم و ديديم كه آنان در مقابل نصوص « كتاب و سنت » به رأى و نظر شخصى خود عمل كردند ، چون مصالح سياست و حكومت خود را در آن مىديدند ! و ديديم كه پيروان مكتب خلفا اين اجتهادات و آراى شخصى را ، در مقابل نصوصى از كتاب خدا و سنت پيامبر ، مصدرى براى تشريع اسلامى گرفتند ، و بدين خاطر برخى از فقهاى مكتب خلفا عمل به رأى و قياس و استحسان را از موارد اجتهاد دانستند ، و اجتهاد در مكتب خلفا تا به امروز ، در رديف كتاب و سنت قرار گرفت و يكى از مصادر تشريع اسلامى گرديد . و اين از موارد اختلاف آنان با پيروان مكتب اهلالبيت است ، كه اينان به چنين رأى و اجتهادى عمل نكردند و احكام اسلامى را تنها از « كتاب و سنت » گرفتند ؛ چنان كه امامان اهلالبيت ( ع ) نيزف تنها بدانچه كه از كتاب خدا مىگرفتند و آنچه كه از رسول خدا ( ص ) ، به صورت نوشته ، به ارث برده بودند عمل مىكردند ، و فقيهان مكتبشان را هم با آنچه كه از سنت رسول خدا ( ص ) به ارث برده بودند تعليم مىدادند ، و آنان را از عمل به رأى و قياس و استحسان و اجتهاد مذكور نهى مىكردند .
و اين - يعنى : عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر و رها كردن اجتهادات خلفا در برخى احكام از يك سوى ، و عمل به اجتهادات خلفا و رها كردن حكم كتاب و سنت در برخى احكام از سوى ديگر - از موارد اختلاف ميان مسلمانان گرديدغ چون - مثلًا - هنگامى كه خليفه عمر اجتهاد كرد و در مقابل كتاب خدا و سنت
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، كتاب الاإمارة ، حديث 45 و 49 و 53 و 54 و 66 . .