كه اميرالمؤمنين مقرر داشته است ؛ تا حجت را بر جميع مسلمانان تمام كند و شبههاى را كه آراى نادانان برانگيخته باطل گرداند . « و چنين نيست كه خداوند مؤمنان را به همانگونه كه شما بر آنيد واگذارد . » « 1 »
فضل بن سهل به فرمان اميرالمؤمنين ، در تاريخ مذكور [ آن را گواهى و ] تحرير كرد » . « 2 »
ابن طِقطَقى ( متوفاى 709 ه - ) فشرده هر دو نامه را در كتابش : « الفخرى » آورده و گويد : « مأمون دربارهى خلافتِ بعد از خود انديشه كرد و بر آن شد كه آن را به مردى كه شايسته آن است بسپارد تا ذمّه خود را برى سازد - اينگونه پنداشت - و يادآور شده كه احوال بزرگان هر دو خانوادهى عبّاسى و علوى را بررسى كرده و در بين آنها شايستهتر و فاضلتر و باتقواتر و ديندارتر از على بن موسى الرضا ( ع ) را نيافته است ؛ لذا آن را با دست خود به نام او نوشت و رضا ( ع ) را بدان ملزم ساخت و او [ ابتدا ] نپذيرفت و سپس پذيرفت و در پشت نوشته مأمون به خط خود چنين نوشت : « من تنها به خاطر امتثال دستور اجابت كردم ، در حالى كه « جفر » و « جامعه » بر ضدّ آن دلالت مىكنند ! » و شاهدان مجلس هر دو نامه را گواهى كردند » « 3 »
علّامه مجلسى ( متوفاى 111 ه - ) نيز عين هر دو نامه را به نقل از كشف الغمّه
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيه 179 سوره آلعمران : ( ما كانَ اللَّهُ لِيذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيهِ . . . )
( 2 ) . كشف الغمه ، ج 3 ص 123 - 124 . ما متن اين دو نامه را بر خلاف روش معمول خود - كه تلخيص و فشرده آوردن بود - مشروح و مفصل آورديم ؛ چون در نصّ هر دو نامه و گواهى گواهان دلايل بود كه صدق محتواى هر دو را تأييد مىكرد ؛ چيزى كه در فشرده آن يافت نمىشد .
( 3 ) . الفخرى ، چاپ قاهره تأليف ابن طقطقى ، ابوجعفر محمد بن تاجالدين . . . طباطبائى نقيب علويان در عراق ، او اين كتاب را در سال 701 ه - در موصل تأليف و آن را به حاكم موصل فخرالدين عيسى هديه نمود . مراجعه كنيد : دائرة المعارف الاسلامية ، ج 1 ص 217 - 218 . الكنى و الألقاب ، ج 1 ص 331 . مآثر الإناقة فى معالم الخلاقة ، قلقشندى ، ج 2 ص 325 - 330 ، و صبح الأعشى ، چاپ دارالكتب . .