آن را تسليم امام على ( ع ) نمودم . » و در روايت سوم از ابن عباس نيز همين معنى آمده است . « 1 »
و در كافى از سليم بن قيس ، گويد : « به هنگام وصيت اميرالمؤمنين به پسرش امام حسن ( ع ) حاضر بودم و ديدم كه امام ( ع ) حسين و محمّد و همه فرزندان و اهلبيت خود و بزرگان شيعه را بر وصيت خويش گواه گرفت . سپس آن كتاب و سلاح را به امام حسن ( ع ) سپرد و فرمود : « پسرم ! رسول خدا ( ص ) فرمانم داده تا تو را وصىّ خود گردانم و كتابها و سلاحم را به تو بسپارم ، همانگونه كه خود او ( ص ) مرا وصىّ خود گردانيد و كتابها و سلاحش را به من سپرد . و نيز فرمانم داد تا به تو فرمان دهم كه به گاه مرگ آنها را به برادرت حسين بسپارى . » سپس رو به فرزندش حسين كرد و به او فرمود : « رسول خدا ( ص ) به تو نيز فرمان داده كه آن را به اين پسرت بسپارى . » سپس دست على بن الحسين ( ع ) را گرفت و به او فرمود : « رسول خدا ( ص ) تو را نيز فرمان داده كه آن را به پسرت محمد بن على بسپارى ، و سلام رسول الله و مرا به او برسان . » « 2 »
مؤلف گويد : « آنچه امام ( ع ) در اين مرحله به پسرش امام حسن ( ع ) سپرد تنها يك كتاب بود و آن غير از كتابهايى بود كه در مدينه نزد امّسلمه به وديعت نهاده بود و او پس از بازگشت امام حسن ( ع ) به مدينه آنها را تسليم او كرد . »
ب - امام سجاد ( ع ) :
در غيبت شيخ طوسى ، مناقب ابن شهر آشوب و بحار از فضيل ، گويد : « امام باقر ( ع ) به من فرمود : « هنگامى كه حسين ( ع ) عازم عراق شد ، آن وصيت و كتابها را به امّسلمه زوجه رسول خدا ( ص ) سپرد و به او فرمود : « هرگاه بزرگترين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 163 ، حديث 4 ، و ص 166 ، حديث 16 ، و ص 168 ، حديث 23 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ص . . . ، و وافى ، ج 2 ص 79 . .