ما نخواهد بود ! » « 1 »
شرح اين حديث :
علامه مجلسى در مرآة العقول گويد : « مراد امام ( ع ) از « مبلغ علمنا » [ / گسترهى علم ما ] نهايت و كمال يا محلّ و منشأ بلوغ آن است . و مراد از « ماضٍ » [ / گذشته ] علوم متعلق به گذشته است ، و مراد از « غابر » [ / آينده ] علوم متعلق به آينده است ، و اينكه فرموده : « اما گذشته ، براى ما تفسير و بيان شده » يعنى : رسول خدا ( ص ) آن را براى ما تفسير و بيان كرده است ، و اينكه فرموده : « اما آينده ، براى ما ثبت و نوشته شده » يعنى در « جامعه » و « مصحف فاطمه ( س ) » و غير آنها نوشته شده است . و اينكه فرموده : « و اما حادث ، در دلها الهام مىشود و در گوشها زمزمه مىگردد » مراد از آن امور حتميه يا علوم و معارف ربانى يا شرح و تفصيل مجملات است ، كه از راه الهام خدايى يا سخن گفتن فرشته با آنها حاصل مىشود و اين از برترين علوم آنهاست ، چون تنها اختصاص به ايشان دارد و حصول آن بدون واسطهى بشر است . . . و از آنجا كه اين سخن موهِم ادعاى نبوت است ، آن حضرت بلافاصله اين توهم را نفى كرده و فرموده : « و هيچ پيامبرى پس از پيامبر ما نخواهد بود ! » و اين بدان خاطر است كه پيامبر فرشته را به گاه ابلاغ حكم مىبيند و سخنش را مىشنود ولى « محدَّث » تنها سخن فرشته را مىشنود . »
و در كافى از امام باقر ( ع ) فرمود : « همانا اوصياى محمد عليه و عليهم السلام محدَّثون هستند » .
و از امام كاظم ( ع ) فرمود : « ائمّه ، عالمان ، صادقان ، فهيمان و محدَّثانند . »
و از محمد بن مسلم ، گويد : « نزد امام صادق ( ع ) سخن از « محدَّث » به ميان آمد و او فرمود : « محدَّث صدا را مىشنود و صاحب صدا را نمىبيند » . من گفتم :
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ص 264 ، باب جهات علوم الائمة ، و مرأة العقول ، ج 3 ص 136 . .