حديث دوم : از « ابىذر » روايت كنند كه گفت : « ازدواج موقت » براى ما ، اصحاب رسول خدا ( ص ) تنها سه روز حلال شد و سپس رسول خدا ( ص ) از آن نهى فرمود . » « 1 »
و اينكه گفت : « ازدواج موقت » براى ترس ما و جنگ ما بود » . « 2 »
حديث سوم : در صحيح مسلم ، سنن دارمى ، ابنماجه ، ابىداود و غير آنها از سبرهى جهنى كه در فتح مكه با رسول خدا ( ص ) بوده ، روايت كنند كه گويد : « پانزده روز در مكه اقامت كرديم . رسول خدا ( ص ) به ما اجازه دادند تا « ازدواج موقت » كنيم . من و مردى از خويشانم بيرون رفتيم . من تا حدودى زيبا و رفيقم اندكى بدقيافه بود . با هر يك از ما يك عدد « بّرد » [ / ردا ] بود . بَرد من كهنه و بَرد عموزادهام نو و تازه بود . به پايين يا بالاى مكه رسيده بوديم كه زنى جوان و گردنفراز روبهروى ما قرار گرفت . به او گفتيم آيا حاضرى با يكى از ما « ازدواج موقت » كنى ؟ گفت : مهريه چه مىدهيد ؟ هر يك از ما « بَرد » خود را پهن كرديم . او شروع به بررسى كرد كه رفيقم به او گفت : « بَرد » اين كهنه و « بَرد » من نو و تازه است . جواب شنيد : بَرد اين هيچ عيبى ندارد ، سه بار يا دو بار آن را تكرار كرد . سپس با او « ازدواج موقت » كردم . و از مكه بيرون نشديم مگر آنكه رسول خدا ( ص ) آن را تحريم كردند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 207 .
( 2 ) . همان مرجع .
( 3 ) . صحيح مسلم ، ص 1024 ، باب نكاح المتعه ، مجمع الزوائد ، جلد 4 ص 264 . سنن بيهقى ، جلد 7 ص 202 . .