متبادر از اطلاق آيه است .
و نيز ، در پاسخ اشكال گفتهاند : « اين آيه اگر چه در مورد خاص - يعنى غزوه بدر - نازل شده ، ولى روشن است كه به آن مور خاص اختصاص ندارد ؛ و حتى كسانى از مكتب خلفا كه به عدم وجوب خمس در مطلق غنايم قائلند ، آيه را به خصوص آن امور تخصيص نزدهاند ، بلكه آن را به مطلق غنايم جنگىِ به دست آمده تعميم دادهاند ؛ و ما اگر در گرفتن حكم از اين آيه بنا را بر جمود بگذاريم و به هيچ وجه از مورد آن تجاوز ننمائيم ، لازمهاش آن مىشود كه خمس جز بر كسانى كه در غزوهى بدر حضور يافته و غنايم آن غزوه را از مشركان به دست آوردهاند ، بر ديگرى واجب نباشد ؛ در حالى كه هيچ كس بدان قائل نيست ، پس به ناچار بايد از مورد آيه تجاوز كنيم ، و ما از مورد به مطلقِ آنچه كه غنيمت بر آن صادق است تجاوز مىكنيم ، چه در جنگ به دست آمده باشد يا از تجارت يا صنعت يا غير آنها . « 1 »
علماى مكتب اهل البيت علاوه بر استدلال به آيه خمس ، به روايات رسيده از امامان اهل البيت ( ع ) نيز استدلال مىكنند ؛ همانگونه كه در ساير احكام انجام مىدهند ؛ چون رسول خدا ( ص ) در حديث ثقلين و جز آن فرمان داده تا مسلمانان بدانها تمسك جويند ؛ حال ، چه حديثِ خود را به جدّ خويش رسول خدا ( ص ) اسناد دهند ، يا اسناد ندهند ، فرقى نمىكند ، و از جمله احاديثى كه به رسول خدا ( ص ) اسناد دادهاند حديثى است كه صدوق در خصال از جعفر بن محمد از پدرش از جدش از علىبن ابىطالب از پيامبر ( ص ) روايت كرده ، كه به او فرموده : « اى على ! عبدالمطّلب در جاهليت پنج سنّت نهاد كه خداوند آنها را در اسلام جارى ساخت : او زنهاى پدران را بر پسران حرام
هامش
( 1 ) . تقريرات درس فقه آية الله بروجردى به نام « زبدة المقال » ص 5 . .