اساس است . » « 1 »
خليفه عمر - در حديث دوم عايشه - تصريح مىكند كه « زمينهاى رسول خدا به خاطر حقوق از دست رفته و مصيبتهاى وارد بر آن حضرت است ، و اختيار آنها به دست حاكمِ پس از اوست » بنابراين ، او [ / پيامبر ( ص ) ] به خاطر حقوق از دست رفته و مصيبتهاى وارده ، از آن خرج و برداشت مىكرد ! و اين همان معناى سخن خليفه اول در حديث او عايشه است كه گفت : « من همانگونه كه رسول خدا در آن عمل كرده ، عمل مىكنم » يعنى : به خاطر حقوق از دست رفته و مصيبتهاى وارد بر من ، از آن خرج و برداشت مىكنم !
اين موضوع در حديث سوم عايشه در صحيح بخارى و مسلم نيز ، مورد اشاره قرار گرفته و گويد : « فاطمه دختر پيامبر ( ص ) نزد ابوبكر فرستاد و ميراث رسول الله ( ص ) را از او مطالبه كرد : آنچه را كه خدا در مدينه به دو بخشيده بود همراه با فدك و باقيماندهى خُمس خيبر را ، كه ابوبكر گفت : « رسول خدا فرمود : « ما ارث برده نمىشويم ؛ آنچه باقى مىگذاريم صدقه است » و آل محمد از اين مال ، تنها روزى مىخورند ، و من چيزى از صدقهى رسول خدا را از حالتى كه در زمان آن حضرت بوده ، تغيير نمىدهم ؛ و با آن همان مىكنم كه رسول خدا ( ص ) كرد . » و بعد ، چيزى از آن را به فاطمه پس نداد ، و فاطمه بر ابوبكر خشم گرفت و از او روىگردان شد و تا آنگاه كه وفات كرد ، با او سخن نگفت . او پس از پيامبر شش ماه زندگى كرد و چون رحلت نمود ، شوهرش شبانه به دفنش پرداخت و ابوبكر را آگاه نساخت و خود بر او نماز گزارد ؛ و على در حيات فاطمه مورد توجه مردم بود و چون وفات كرد ، ديدار مردم را ناخوش داشت و در پى مصالحه و بيعت با ابىبكر برآمد ؛ حال آنكه در آن ماهها بيعت نكرده بود . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . همان مصادر .
( 2 ) . صحيح مسلم ، كتاب الجهاد ، ص 1380 ، حديث 52 . صحيح بخارى ، باب غزوهى خيبر ، ج 3 ص 38 ، و مشكل الأثر ، ج 1 ص 47 . .