سنگلاخ آنجا بود و آبهاى گوارائى از ان مىجوشيد . « 1 » و هنگامى كه خداوند اين زمين را به پيامبر بازگردانيد ، عمر گفت : « آيا آنچه را كه به دست آوردهاى تخميس [ / پنج قسمت ] نمىكنى ؟ » كه رسول خدا به او فرمود :
« چيزى را كه خداوند با آيه : « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِه . . . » جداى از مسلمانان ، به من بخشيده ، در رديف چيزى كه دو سهمش به مسلمانان مىرسد قرار نخواهم داد . » . « 2 »
و اجماع علماى سيره « 3 » و حديث « 4 » و تفسير « 5 » بر آن است كه « زمين بنىنضير » خالصه و صافيهى رسول خدا ( ص ) بود « 6 » و آن حضرت همچون مالك ملك در آن دخل و تصرف مىكرد و خرج خانواده خود را از آن مىپرداخت و هرچه مىخواست به هر كه مىخواست هديه مىكرد . چنان كه بخشى از آن را در اختيار ابوبكر و عبدالرحمن بن عوف و ابودجانه و ديگران قرار داد ، و اين در سال چهارم هجرى بود . « 7 »
د - اراضى خيبر :
خيبر شهركى در راه شام به مدينه با هفت يا هشت قلعه بلند و مزارع و نخلستانهاى بسيار بود كه سركشان يهود در آن مىزيستند و با قبايل
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ماده « بُطحان » و مادّه « بويره » .
( 2 ) . مراجعه كنيد : همين كتاب بحث « فىء » .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ص 363 - 278 ، و امتاع الاسماع مقريزى ، ص 178 - 182 .
( 4 ) . سنن ابوداود ، كتاب الخراج ، ج 3 ص 48 . سنن نسائى ، ج 2 ص 178 ، و شرح نهج البلاغه ، ج 4 ص 78 .
( 5 ) . تفسير طبرى ، ج 28 ص 24 - 25 . تفسير نيشابورى در حاشيه طبرى ، ج 28 ص 38 ، و تفسير سيوطى ، ج 6 ص 192 ، همگى در تفسير سوره حشر .
( 6 ) . احكام السلطانيه ماوردى ، ص 169 ، و ابويعلى ، ص 183 ، مگر اراضى « يامينبن عمير » و « ابوسعيد بن وهب » كه اين دو پيش از فتح اسلام آورده بودند و اسلامشان اموالشان را نگاه داشت .
( 7 ) . فتوح البلدان بلاذرى ، ج 1 ص 18 - 22 . .