زياد و پسرش عبيدالله در كوفه اينچنين شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : نقش عايشه در تاريخ اسلام ، سيرهى عثمان و معاويه ؛ و زياد ، مادرش سميّه كنيز حرثبن كلدهى طبيب ثقفى ، و از زنادهندگان نشاندارِ طائف بود و در محلّه بدكارانِ خارج شهر مىنشست و درصدِ كار خود را به حرث مىداد و او وى را به ازدواج غلامى رومى به نام عبيد درآورده بود ؛ ابوسفيان در يكى از سفرهاى خود به طائف از ابومريم شراب فروش خواستار بدكارهاى شد و او سميّه را نزد وى آورد و سميّه از او باردار شد و آن را به عبيد نسبت داد و هميشه منسوب به او بود تا آنگاه كه زياد در بصره كاتب ابوموسى اشعرى شد و سپس حاكم رى گرديد و در اين دوران ، معاويه او را به ابوسفيان ملحق كرد و به او زيادبن ابىسفيان گفته شد و كسانى كه اين نسبقت را در زمان بنىاميه روا نمىديدند ، او را زيادبن ابيه مىناميدند . معاويه او را به حكومت بصره و كوفه منصوب كرد و هنگامى كه از گرفتن بيعت براى يزيد سرباز زد ، ناگهان در سال 53 هجرى در كوفه فوت شد ؛ فرزند زياد عبيدالله نيز مادرش كنيزى به نام مرجانه بود و در سال 28 هجرى در كوفه به دنيا آمد و معاويه وى را پس از پدرش به حكومت خراسان فرستاد و سپس در سال 55 هجرى حاكم بصره شد و در زمان يزيد حكومت كوفه را بر آن افزود و او حسينبن على ( ع ) و اهلبيت و يارانش را در سال 61 هجرى به شهادت رسانيد و پس از آن در سال 76 هجرى به وسيله ابراهيمبن اشتر فرمانده سپاه مختار به هلاكت رسيد . .