بدين بخشش سزاوارترند » . « 1 »
و در پاسخ اين انتقاد كه : « او در روز جمعه اذان سوّم را بيفزود » گويد : « اين از مسائل اجتهادى است » . « 2 »
و ابن حَجَر هيثمى در صواعق گويد : « اما ابنمسعود ، او همواره بر عثمان خُرده مىگرفت و مصلحت آن بود كه عزل شود ؛ « 3 » اضافه بر آنكه مجتهد در امور اجتهادىاش مورد اعتراض واقع نمىشود ، ولى اين سرزنش كنندگانِ پرخاشگر را فهمى نباشد ؛ بلكه عقلى ندارند » . « 4 »
و گويد : « قطع حقوق ابنمسعود و راندن او ، نتيجه طبيعى آن خردهگيرىها بود ؛ به ويژه كه هر دوى آنها مجتهد بودند و بر آنچه با يكديگر كردهاند جاى اشكال نباشد » « 5 »
و در پاسخ اين اشكال كه : « او نمازش را در سفر حج ، به جاى قصر ، تمام گزارد » گويد : « اين مسألهاى اجتهادى است و اعتراض به آن ناشى از جهل و قُبح و كودنى آشكار است ؛ چون بيشتر علما برآنند كه قصر [ / شكسته ] جايز است نه واجب » . « 6 »
هامش
( 1 ) . منهاج السنّة ، ج 3 ص 193 ، و چنان كه مشهود است ، هر چه را كه ابنتيميّه ، براى دفاع از عثمان ، از اجتهاد صحابه مثال آورده ، مصادرهى به مطلوب است .
( 2 ) . همان ، ج 3 ص 204 .
( 3 ) . مصلحت چه كسى ؟ مصلحت ابنمسعود يا مسلمانان يا بنىاميه ؟ !
( 4 ) . الصواعق المحرقه از ابنحجر ، شهاب الدين احمدبن محمدبن علىبن حجر مصرى هيثمى انصارى ( 909 - 974 ه - ) چاپ قاهره 1375 ه - ، ص 111 .
( 5 ) . همان ، ص 112 .
( 6 ) . همان ، ص 113 . .