تو مىخواهم كه چنين و چنان كنى » . همچنين است خبر دادن او به اينكه - مثلًا - بگويد : « به فلان كس وصيت كردم » يا : « فلان كار و فلان كار را به او واگذار نمودم » . و در همان بحث گفتم : همه اين الفاظ و نظاير آنها دلالت بر آن دارد كه وصيت كننده ، وصى را به امورى وصيت مىكند كه براى بعد از خود نگران آنهاست . حال رسولخدا ( ص ) در تعيين وصى پس از خود نيز چنين است و يكى از اين الفاظ ، لفظى است كه پيامبر ( ص ) به وسيله آن پسر عمويش را وزير خود گرفته است :
وزير پيامبر ( ص )
الف - در قرآن كريم و تفسير آن در سنت رسولخدا ( ص ) :
رسولخدا ( ص ) به امام على ( ع ) فرمود :
« اما ترضى ان تكون منّى بمنزله هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى »
« آيا خشنود نيستى كه براى من به منزله هارون براى موسى باشى ، جز آنكه پس از من هيچ پيامبرى نخواهد بود ؟ »
خداوند در قرآن كريم درخواست موسى و منزلت هارون را يادآور شده و مىفرمايد : موسى گفت : «
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي . هارُونَ أَخِي . اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي
» :
« و براى من وزيرى از خاندانم قرار بده . برادرم هارون را . پشتم را به او محكم كن » . « 1 »
و در بيان استجابت و پذيرش درخواست موسى مىفرمايد : «
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزِيراً
» « 2 »
هامش
( 1 ) - طه / 29 - 31 .
( 2 ) - فرقان / 35 .