تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
طبرى محور شده و ديگر كتابها متروك ؟ ! و خلاصه ، دانشمندان مكتب خلفا در كار علمى خود از دو جهت مورد انتقادند : نخست اينكه ، آنها بخشى از سنت و سيره رسول‌خدا ( ص ) را كه با سياست چيرگان حاكم در تضادّ بوده ، كتمان كرده‌اند . و نيز ، سيره انبياى پيشين و سيره اهل‌بيت و سيره صحابه رسول‌خدا ( ص ) و عقايد اسلامى يا تفسير قرآن را كتمان كرده‌اند . همانگونه كه از طبرى و ابن‌كثير در تفسير آيه : «
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
» مشاهده كرديم كه لفظ « وصيّى و خليفتى » را كتمان كردند و آن را به « كذا و كذا » تبديل نمودند ! و نيز ، ديگر نصوص سنت رسول‌خدا ( ص ) در احكام اسلامى مخالف اجتهادات شخصى خلفا را ، كه - ان‌شاءاللّه - در بحث : « منابع شريعت اسلامى در مكتب خلفا » در جلد دوم همين كتاب آن را بيان مىداريم . دوم اينكه ، براى مسلمانان امروز كه به دروازه‌هاى يك نهضت اسلامى فراگير رسيده‌اند ، شايسته نيست كه همچنان در فقه بر تقليد از « امامان چهارگانه » پاىفشارند ، و در تصحيح و تضعيف حديث بر تقليد از صاحبان « صحاح شش گانه » به ويژه بخارى و مسلم در جا بزنند . و نيز ، در احكام اسلامى به اجتهاد مصلحتى خلفا كه در تضاد با سنت رسول‌خدا ( ص ) مىباشد اصرار بورزند . بلكه شايسته آن است كه با تحقيق و پژوهش ، سنّت صحيح رسول‌خدا ( ص ) را بجويند و زواياى پنهان آن را - كه به مقتضاى سياست خلفا در طول سده‌ها مخفى و كتمان شده - آشكار سازند ، و سپس در مسير دعوت به توحيد كلمه مسلمانان و عمل به كتاب خدا و سنت صحيح رسول‌خدا ( ص ) بكوشند ، كه با محوريت كتاب و سنتِ مورد اتفاق و اجماع همه ، وحدت و توحيد كلمه مسلمانان ميسور گردد ؛ و اين از لطف خدا بر مسلمانان به دور نباشد .