خود تعيين كرده است ؟ !
آرى ، خلفا از نشر سنت رسولخدا ( ص ) ممانعت كردند و مخالفان آنها كه به روايت سنت پيامبر و نوشتن آن همت گماشتند ، در طول قرون و اعصار متمادى به قربانگاه جسم و جان و ترور شخص و شخصيت دچار شدند . چنان كه به زودى به نمونههائى از آن اشاره خواهيم كرد - انشاءاللّه .
هفتم - تضعيف روايات و راويان سنت پيامبر ( ص ) و كتابهاى سلطهشكن ، و كشتن مخالفان فكرى
براستى كه هيچ پژوهشگرى نمىتواند اقدامات علماى مكتب خلفا در تضعيف راويان و كتابهاى سلطهشكن را احصا نمايد . چنان كه همه رواياتى كه مقام خليفه و والى و سلطان و امير را كاهش مىدهد ، از ديد آنان ضعيف است ، تا بدان حدّ كه گاهى عالمِ مخالف ديدگاه ايشان به دست عامّه مردم كشته شده است !
اكنون براى پرهيز از طول بحث در اين نوع از كتمان ، به آوردن چهار نمونه از آن بسنده مىكنيم :
الف - سرزنش كسانى كه « وصيّت » را يادآور شوند
ابنكثير گويد : « و امّا آنچه كه بسيارى از نادانان شيعه و قصهگويان اغنيا بدان مغرور شده [ يا افترا زدهاند ] ، كه رسولخدا ( ص ) على را « وصى » خود در خلافت قرار داد ، دروغ و بهتان و افترايى است كه لازمه آن خطاى بسيار ، و خيانت صحابه ، و كوتاهى آنها در اجراى وصيّت آن حضرت است - تا آنجا كه گويد : - و آنچه كه برخى قصهگويان عوام در كوچه و بازار از وصيّت به على در آداب و اخلاق نقل مىكنند . . . همه آنها هذيان است و هيچيك را اصلى نباشد ، بلكه آنها ساخته برخى فرومايگان نادان است كه اعتمادى بر آنها نيست و جز كودن ناتوان