تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
ما انگليس را « وصىّ » خود مىگيريم ؟ ! » * * * و در « هشدار دومش » گويد :
« اشهدوا يا اهل الثرى و الثريا * قد ابت شيعة الوصىّ وصيّا »
« اى زمينيان و اى آسمانيان گواه باشيد كه شيعه « وصىّ » پيامبر ، وصىّ ديگرى را نپذيرفت ! »
« قد نكثناعهد النّبى لدينا * و احتملنا اثما و عارا و شينا » « ان فبلنا وصاية و غوينا * افلا يسخط الوصىّ علينا » « ان رضينا بالانگليز وصيّا ؟ »
« براستى كه عهد و پيمان خود با پيامبر را شكست هو گناه و ننگ و عار بزرگى را بر دوش گرفته‌ايم اگر « وصايت » ى را بپذيريم و گمراه شويم ! آيا « وصىّ » پيامبر بر ما خشم نمىگيرد اگر انگليس را « وصىّ » خويش بگيريم ؟ »
« ما عسى أن نقول يوم الجزاء * لنبىّ الهدى ابىالزهراء » « و الشهيد المقيم فى كربلا * و امام الهدى بسامرّاء » « ان رضينا بالانگليز وصيّا ؟ »
« چه توان گفتمان به روز جزا به نبى هدى ابىالزهراء به شهيد مقيم كرببلا به امام هدى به سامرّاء گر شدى انگليس « وصى » بر ما ؟ » و نيز در قصيده ديگرى گويد :
« لست منّا و لم نكن منك شيئا * فلما ذا تكون فينا وصيّا »