تا آخر هر دو نامه ، كه در روايت طبرى بعد از آن آمده است :
« و ما اين دو نامه را در درون بيت اللّه الحرام با دستان خود نوشتيم ؛ و با حضور حاضرانِ در موسم : اعضاى خانواده اميرالمؤمنين و فرماندهان و همراهان و قضات و پردهداران كعبه ، كه گواهى آنها بر اين دو نامه ثبت است . دو نامهاى كه اميرالمؤمنين آنها را به پردهداران سپرد و فرمود تا در درون كعبه بياويزند . و چون اميرالمؤمنين از انجام آن در بيت اللّه و درون كعبه فارغ شد ، فرمان داد تا قاضيانى كه گواه آن دو بوده ، و در هنگام نوشتن حضور داشتند ، نوشته و شروطى را كه خود شاهد آن بودهاند ، به حاضران در موسم ، حاجيان و عمرهگزاران و كاروانهاى بلاد ، اعلام دارند و آن را بر آنها بخوانند تا بفهمند و دريابند و بشناسند و حفظ كنند و آن را به برادران و هموطنان و همشهريان خود برسانند . و آنها چنين كردند و هر دو پيمان در مسجد الحرام بر آنها خوانده شد و از مكه بيرون آمدند ، و اين در نزد آنان شهرت يافت و بر آن گواهى مىدادند » . « 1 »
وصى پيامبر در كتب لغت و اشعار صحابه و تابعين
1 - در صدر اسلام :
لقب « وصى » براى امام على ( ع ) از نخستين روزهاى صدر اسلام مشهور و معروف بود ، و اين شهرت در كتابهاى لغت نيز سارى و جارى است . چنان كه صاحب لسان العرب در ماده « وصى » گويد : « و على ( ع ) « وصى » ناميده شده » . و در تاج العروس گويد : « وصى بر وزن غنى لقب على ( رض ) است » .
سخن مبرّد در كتاب « الكامل فى اللغة » را نيز به زودى مىآوريم .
اين لقب در شعر شعراى صدر اول نيز آمده است . حسانبن ثابت شاعر
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 416 - 421 . تاريخ طبرى ، چاپ اروپا ، ج 3 ص 654 - 665 ، كه مشروح آن را آورده است . و مسعودى در مروج الذهب ، ج 3 ص 353 ، ابناثير در الكامل ، چاپ اروپا ، ج 6 ص 117 - 118 ، و ابنكثير در البداية و النهاية ، ج 10 ص 187 ، بدان شاره كردهاند .