بشنويد و سخن خليفه رسول اللّه را اطاعت نمائيد كه او مىگويد : « من در حق شما هيچ خيرى را فرونگذاردم . » « 1 »
و چه بسيار فرق است ميان اين موضع ابوحفص در اينجا و موضع او در برابر نوشتن وصيّت رسول خدا ( ص ) ؟ !
شورى و بيعت عثمان
ابنعبد ربّه در عقد الفريد گويد : « هنگامى كه خليفه عمر ضربت خورد ، به او گفته شد : « اى كاش جانشين معرفى مىكردى ! » او گفت : « اگر ابوعبيده جراح زنده بود او را جانشين مىكردم كه اگر پروردگارم از من سؤال نمايد بگويم : پيامبرت مىفرمود : « او امين اين امت است » و اگر سالم مولاى ابوحذيفه زنده بود او را جانشين مىكردم كه اگر پروردگارم از من سؤال نمايد بگويم : شنيدم كه پيامبرت مىفرمود : « سالم خدا را بگونهاى دوست دارد كه اگر از او هم نمىترسيد نافرمانى اش نمىكرد . » « 2 »
به او گفتند : « يا امير المؤمنين ! اى كاش وصيت مىنمودى ! » او گفت : « پس از سخنانم با شما به اين جمع بندى رسيدم كه مردى را بر كار شما بگمارم كه اميدوارم شما را بر مسير حق ببرد - و به على اشاره نمود - سپس ديدم كه در حيات و ممات تحملش را ندارم . . . »
و بلاذرى روايت كند كه عمر گفت : « على و عثمان و طلحه و زبير و عبد الرحمنبن عوف و سعدبن ابىوقاص را نزد من فرابخوانيد » و با هيچ يك از آنها جز على و عثمان سخن نگفت . به على گفت : « اى على ! شايد اينان به زودى حق خويشاوندى و دامادى تو با رسول اللّه ( ص ) و مقام فقه و علم خدا دادهات را به
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى چاپ اروپا ج 1 ص 2138 .
( 2 ) - عقد الفريد ، ج 4 ص 284 كه ما آن را فشرده آورديم .