نيستم و به زودى در جوار كسى مىروم كه از تو بهتر است . » و ديرى نگذشت كه به سوى شام رفت . « 1 »
و در روايت بلاذرى گويد : « سعدبن عباده با ابوبكر بيعت نكرد و به سوى شام حركت نمود . عمر مردى را به دنبال او فرستاد و گفت : « بر سر راهش قرار بگير و به بيعتش فرا بخوان و اگر سرباز زد از خدا بر كشتنش يارى بجو . » آن مرد روانه شام شد و سعد را در باغى در حوارين « 2 » يافت و به بيعتش فراخواند . او گفت : « هرگز با قريش بيعت نمىكنم . » گفت : « تو را مىكشم . » گفت : « اگر مرا بكشى هم . » گفت : « آيا تو از آنچه امت در آن شدهاند برونى ؟ » سعد گفت : « اما درباره بيعت ، آرى من برونم . » و آن مرد تيرى بر او افكند و وى را بكشت . « 3 »
و در تبصرة العوام گويد : « آنها محمدبن مسلمه انصارى را فرستادند و او با تيرى وى را بكشت . »
و گفته شده : « خالدبن وليد در آن هنگام در شام بود و او را بر آن كار يارى داد . » « 4 »
و مسعودى گويد : « سعدبن عباده بيعت نكرد و به سوى شام رفت و در سال 15 هجرى در آنجا كشته شد . » « 5 »
و در روايت ابنعبدربّه گويد : « سعدبن عباده تيرى نهانى خورد و بمرد و جنيّان بر او گريستند و گفتند :
هامش
( 1 ) - طبقات ابنسعد ، ج 3 ق 2 ص 145 . تهذيب تاريخ ابنعساكر ، ج 6 ص 90 . كنز العمال ، ج 3 ص 134 شماره 2296 و السيرة الحلبية ، ج 3 ص 397 .
( 2 ) - حوارين بخشى است معروف از منطقه حلب . معجم البلدان
( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 1 ص 589 و العقد الفريد ، ج 3 ص 64 - 65 با اندكى اختلاف .
( 4 ) - تبصرة العوام چاپ تهران ص 32 .
( 5 ) - مروج الذهب ، ج 2 ص 301 و 304