امارت داد و معزولم ننمود تا خدا روحش را دريافت كرد . » و نيز در ملاقات با على بن ابىطالب و عثمان عفان به آنها گفت : « اى فرزندان عبد مناف ! همانا از حق خويش گذشتيد تا غير شما بر آن مسلط گردد ! » ابوبكر اين سخن را به چيزى نگرفت ولى عمر كينهاش را به دل گرفت . « 1 » خالد روزى نزد على آمد و گفت : « بيا تا با تو بيعت نمايم كه به خدا سوگند در ميان اين مردم هيچكس از تو به مقام محمد سزاوارتر نباشد . » « 2 » و هنگامى كه بنىهاشم با ابوبكر بيعت كردند ، خالد نيز با او بيعت نمود . « 3 »
پس از آن ابوبكر سپاهيان را به شام گسيل داشت و اولين كسى را كه بر ربع آن گماشت ، خالدبن سعيد بود . و عمر پيوسته به او مىگفت : « آيا او را با آنكه چنين و چنان كرده به امارت برمى گزينى ؟ ! » و آنقدر ابوبكر را تحت فشار قرار داد تا عزلش نمود و يزيدبن ابوسفيان را به جاى او برگزيد . « 4 »
3 - سعدبن عباده : « 5 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 586 و چاپ اروپا ، ج 1 ص 2079 . تهذيب تاريخ ابنعساكر ج 5 ص 51 . و در انصابالاشراف ج 1 ص 588 گويد : « خالدبن سعيد مدتى از بيعت با ابوكر امتناع كرد . »
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 126 .
( 3 ) - اسدالغابه ، ج 2 ص 82 و مشروح آن در شرح ابنابى الحديد ، ج 1 ص 135 به نقل از سقيفه ابوبكر جوهرى .
( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 586 ، و چاپ اروپا ، ج 1 ص 2079 . تهذيب تاريخ ابنعساكر ، ج 5 ص 51 ، در انسابالأشراف ج 1 ص 588 گويد : « خالدبن سعيد مدتى از بيعت با ابوبكر سرباز زد » .
( 5 ) - سعدبن عباده در عقبه و غزوههاى رسول خدا حضور داشت مگر در غزوه بدر كه حضور و عدم حضورش در آن مورد اختلاف است . مردى جواد و سخى بود . در فتح مكه پرچمدار انصار بو و آنگاه كه ندا در داد : « امروز روز جنگ و روزى است كه اهل حرم اسير گردند » رسول خداص پرچم را از او گرفت و به دست پسرش قيس داد . او با ابوبكر بيعت نكرد تا در سال 15 به وسيله دو تير كشته شد و در حوارين دفن گرديد . مراجعه كنيد : استيعاب ، ج 2 ص 23 - 37 ، اصابه ، ج 2 ص 27 - 28 و جمهره ابنحزم ص 65 .