تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
« پسر خطاب ! آيا مىخواهى خانه‌ام را آتش بزنى ؟ ! » و او گفت : « آرى . . . » « 1 » و عروه‌بن زبير آنگاه كه در صدد توجيه كار برادرش عبداللّه‌بن زبير برمىآيد به همين موضوع اشاره دارد . آنجا كه عبداللّه‌بن زبير بنىهاشم را در شعب ابىطالب حبس كرده و هيزم گرد مىآورد تا آنها را آتش بزند . . . او مىگويد : « كار برادرم براى آن بود كه آنها را بترساند تا از او اطاعت كنند . چنان كه پيش از آن نيز بنىهاشم را - هنگامى كه از بيعت سرباز زدند - ترسانيدند براى به آتش كشيدن پيرامونشان را با هيزم انباشتند . » « 2 » يعنى بنىهاشم آنگاه كه از بيعت با ابوبكر امتناع كردند نيز با هيزم و آتش مواجه گرديدند [ و اين كار در اسلام سابقه دارد ] . و شاعر نيل حافظ ابراهيم در اين باره مىگويد : وقولة لعلى قالها عمر اكرم بسامعها اعظم بملقيها حرّقت دارك لا ابقى عليك بها ان لم تبايع و بنت المصطفى فيها ما كان غير ابىحفص يفوه بها امام فارس عدنان و حاميها و سخنى را كه عمر به على گفت . شنونده‌اى گرانقدر و گوينده‌اى بزرگ ! اگر بيعت نكنى خانه ات را به آتش مىكشم ، و چيزى برايت باقى نگذارم ، اگر چه دخت مصطفى در آن است ! هيچكس جز ابوحفص نبود كه در برابر تك سوار عدنان ،
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف ، ج 1 ص 586 ، كنز العمال ، ج 3 ص 140 . رياض النضرة ، ج 1 ص 167 . ابوبكر جوهرى به روايت ابن‌ابى الحديد ، ج 1 ص 132 و 134 و ج 6 ص 2 . تاريخ الخميس ، ج 1 ص 178 و تاريخ ابن‌شحنه در حاشيه الكامل ج 11 ص 113 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 1 ص 100 . شرح نهج البلاغه ابن‌ابى الحديد ، جزء 20 ص 481 چاپ ايران ، در شرح سخن امام عليع كه فرموده : « زبير از ما بود تا آنگاه كه پسرش [ / عبداللّه‌بن زبير ] بزرگ شد . »