روايت سرباز زدن على و همراهانش از بيعت با ابوبكر و تحصن آنها در خانه فاطمه در كتابهاى سيره و تاريخ و صحاح و مسانيد و ادب و كلام و شرح حالها و ديگر كتب به تواتر رسيده است ؛ ولى پيروان مكتب خلفا چون از آنچه ميان متحصنين و حزب پيروز رخ داده خشنود نيستند ، از بيان صريح حوادث آن طفره رفتهاند ، مگر گزيده هائى چند كه از جمله آنها روايت بلاذرى است كه گويد :
« ابوبكر عمربن خطاب را نزد على كه از بيعت با او سرباز زده بود فرستاد و گفت : « او را با شدت و خشونت هر چه تمامتر نزد من بياور ! » عمر نزد على آمد و بين آنها سخنانى گذشت و على به او گفت : « شيرى بدوش كه بخشى از آن سهم تو باشد ! به خدا سوگند حرص تو بر حكومت او تنها براى آن است كه فردا ترجيحت دهد ! . . . » « 1 »
و ابوبكر به هنگام وفاتش مىگفت : « آگاه باشيد كه من بر چيزى از دنيا اندوهگين نيستم مگر بر سه كار كه انجامشان دادم و اى كاش آنها را انجام نمىدادم - تا آنجا كه گويد : - اما آن سه كارى كه انجام دادم : اى كاش درِ خانه فاطمه دخت رسول اللّه ( ص ) را به هيچ روى نگشوده بودم ، اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - انساب الأشراف ، ج 1 ص 587 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 619 و چاپ اروپا ، ج 1 ص 2140 . مروج الذهب ، ج 1 ص 414 . ابنعبدربّه ، ج 3 ص 69 . كنز العمال ، ج 3 ص 135 . منتخب كنز ج 2 ص 171 . الامامه و السياسه ج 1 ص 18 . كامل مبرّد به روايت ابنابى الحديد ، ج 1 ص 130 - 131 . ابوبكر جوهرى به روايت ابنابى الحديد ج 9 ص 130 . لسان الميزان ، ج 4 ص 189 . تاريخ ابنعساكر و مرآة الزمان سبطبن جوزى در شرح حال ابوبكر و تاريخ ذهبى ، ج 1 ص 388 .