مهاجران و صحابه پيشتاز رسول اللّه هستيم و ما خويشاوندان و نزديكان آن حضرتيم و چرا بعد از او در اين امر با ما منازعه مىكنيد ؟ » اگر چنين گفتند چه كنيم ؟ گروهى از آنها گفتند : « ما هم مىگوييم حال كه چنين است ، اميرى از ما و اميرى از شما باشد . » سعدبن عباده گفت : « اين آغاز ضعف و سستى است » « 1 »
اين سخنان به گوش عمر و ابوبكر رسيد و آنها همراه با ابوعبيده جراح به سوى سقيفه شتافتند و « اسيدبن حضير « 2 » و عويمبن ساعده « 3 » و عاصمبن عدى « 4 » » با آنها همداستان شدند .
ابوبكر - پس از آنكه عمر را از سخن گفتن بازداشت - به سخن پرداخت و سپاس و ثناى خدا به جاى آورد و بعد سابقه مهاجران در تصديق رسول خدا ( ص ) را يادآور شد و گفت : « آنها اولين كسانى هستند كه خدا را در زمين عبادت كرده و به پيامبر ايمان آوردهاند . آنها بستگان و خويشاوندان و
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ص 456 و چاپ اروپا ، ج 1 ص 1838 . تاريخ ابناثير ، ج 2 ص 125 . تاريخ الخلفاء ابنقتيبه ، ج 1 ص 5 و نزديك به آن در كتاب سقيفه ابوبكر جوهرى و جزء دوم شرح نهج البلاغه ابنابى الحديد در خطبه : « و من كلام له فى معنى الأنصار » .
( 2 ) - سيره ابنهشام ، ج 4 ص 335 . اسيدبن حضير در عقبه دوم حضور داشت و در احد ثابت قدم ماند و در همه جنگهاى پيامبرص شركت كرد و ابوبكر هيچ يك از انصار را بر او مقدم نمىداشت . در سال 20 يا 21 هجرى وفات كرد و عمر خود نعش او را برداشت . صاحبان كتب صحاح 18 حديث از او روايت كردهاند . شرح حال او در استيعاب ، ج 1 ص 31 - 33 ، اصابه ، ج 1 ص 64 و جوامع السيره ، ص 283 آمده است .
( 3 ) - عويمبن ساعده در عقبه و بدر و بعد از ان حضور داشت و در زمان خلافت عمر وفات كرد و عمر بر سر قبر او گفت : « هيچكس از مردم روى زمين نمىتواند بگويد كه من از صاحب اين قبر بهترم . » شرح حال او در استيعاب ج 3 ص 170 ، اصابه ج 3 ص 45 و اسد الغابه ج 4 ص 158 آمده است .
( 4 ) - عاصمبن عدى هم پيمان انصار و سيّد بنىعجلان ، در جنگ احد و بعد از آن حضور داشت و در سال 45 هجرى وفات كرد . شرح حال او در استيعاب ج 3 ص 133 ، اصابه ج 2 ص 237 و اسد الغابه ج 3 ص 75 آمده است .