تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
بجير بن وقاء بر او افتاد و وى را بكشت . اميه به غزاى ختل رفت كه اهل آن پس از صلح با سعيد بن عثمان نقض عهد كرده بودند ، و آن شهر را بگشود . آنگاه ولايت خراسان و عراقين به حجاج بن يوسف رسيد و او مهلب بن ابى صفره را به سال نود و نه بر خراسان گمارد . نام ابو صفره ، ظالم بن سراق بن صبح بن عتيك و از طايفهء ازد بود . مهلب كنيه ابو سعيد داشت و در خراسان غزاى بسيار كرد و ختل را كه پيمان شكسته بود بگشود و خجنده را نيز فتح كرد و سغديان براى وى خراج بياوردند ، و به غزاى كش و نسف رفت و به هنگام بازگشت در زاغول مروروذ از باد اشكم بمرد . آغاز بيمارى وى از اندوهش به خاطر پسر خود مغيرة بن مهلب بود . پس از مهلب پسرش يزيد بن مهلب به جايش نشست و غزوات بسيارى كرد و بتم به دست مخلد بن يزيد بن مهلب فتح شد . حجاج ، يزيد بن مهلب را ولايت داد و عبد الرحمن بن عباس بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب همراه بازماندگان سپاه ابن اشعث و جمعى ديگر به هراة رفت . وى پيش از آن در خروج ابن اشعث شركت داشت . عبد الرحمن رقاد عتكى را بكشت و خراج بلد را بستاند . يزيد سوى او شتافت و پس از نبرد وى را هزيمت كرد ، لكن بفرمود تا دست از تعقيب وى بدارند و آن مرد هاشمى به سند رفت . يزيد به غزاى خارزم رفت و اسيرانى بگرفت . سپاه وى لباس اسيران را بپوشيدند و در نتيجه آنان از سرما بمردند . سپس حجاج مفضل بن مهلب بن ابى صفره را والى كرد و او بادغيس را كه پيمان شكسته بود و شومان و اخرون را بگشود و غنائمى به چنگ آورد و ميان مردم قسمت كرد . گويند : موسى بن عبد الله بن خازم سلمى در ترمذ بود و از آنجا به سمرقند آمد . طرخون شاه سمرقند وى را بنواخت ، لكن يكى از ياران موسى بر مردى سغدى حمله برد و او را بكشت و شاه او و