بنو تميم از سوى سليمان بن عبد الملك متولى امر خراج عراق شد و دار الاماره را از آجر و گچ بساخت . عبيد الله بن زياد دار الاماره و مسجد كوفه را توسعه داد و گفت : از خدا خواستم جهاد نصيبم كند كه كرد و خواستم كه ساختن دو مسجد جماعت را در كوفه و بصره نصيبم سازد كه ساخت و تمنى كردم كه مرا فرزند خلف زياد قرار دهد و او چنان كرد .
ابو عبيده معمر بن مثنى گويد : زياد هنگام ساختن مسجد ستونهاى آن را از كوه اهواز بياورد . متولى اين كار و قطع سنگها حجاج بن عتيك ثقفى و پسرش بودند و از اين راه مالى به چنگ آوردند .
پس اين مثل بيامد كه : چه خوش است امارت هر چند كه بر سنگ باشد . هم او گويد كه بعضى از مردم گويند : زياد مشاهده كرد كه مردم به هنگام خواندن نماز چون دستشان به خاك آلوده مىشود آن را تكان مىدهند و گفت : بيم آن دارم كه مردم با گذشت زمان چنين پندارند كه تكان دادن دست سنت نماز است و بفرمود تا سنگريزه گرد آورند و در مسجد بريزند . كسانى كه بر اين كار گمارده شده بودند بر مردم ايراد گرفته و تندى همىكردند و سنگهائى را برگزيده به آنان نشان مىدادند و مىگفتند : سنگهائى از اين گونه و به همين اندازهها و رنگها بياوريد و در اين كار رشوت مىستاندند . پس سخنورى گفت : چه خوش است امارت هر چند كه بر سنگ باشد .
ابو عبيده گويد : قسمت شمالى مسجد گوشهدار بود زيرا كه در آن سمت خانهء نافع بن حارث بن كلده قرار داشت و فرزندش از فروختن آن اباء مىكرد . چون معاويه عبيد الله بن زياد را بر بصره ولايت داد وى به ياران خود گفت : هر زمان عبد الله بن نافع به دورترين املاك خود رود مرا خبر كنيد . وى به قصر سفيدى كه كنار بطيحه قرار داشت رفت و به عبيد الله خبر دادند . او فعله گسيل
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٨٨