با وى بجنگيد تا خداوند او را بكشت و كسى كه او را به قتل رسانيد ، من بودم و سپاهش گريخته و پراكنده شد . ابن ابى سرح دستههايى را مىفرستاد و در بلاد پراكندهشان مىساخت ، و آنان غنائم بسيار مىگرفتند و از چارپايان آنچه مىتوانستند همراه خود سوق مىدادند . چون بزرگان افريقيه اين بديدند ، گرد آمده از عبد الله بن سعد خواستند كه سيصد قنطار « 1 » زر از ايشان بستاند و دست از آنان بدارد و از بلادشان خارج شود و عبد الله اين بپذيرفت .
محمد بن سعد از واقدى و او از اسامة بن زيد ليثى و او از ابن كعب روايت كرد كه عبد الله بن سعد بن ابى سرح با بطريق افريقيه به دو هزار هزار و پانصد هزار دينار صلح كرد . محمد بن سعد از واقدى و او از موسى بن ضمرهء مازنى و او از پدر خويش مرا حكايت كرد كه گفت : چون عبد الله بن سعد با بطريق افريقيه صلح كرد به مصر بازگشت و كسى را بر افريقيه ولايت نداد و در آن زمان افريقيه قيروان « 2 » و شهر جامعى نداشت .
هامش
( 1 ) . ياقوت با استناد به نقل ديگرى از همين روايت كه به موجب آن مبلغ مال الصلح به دينار ذكر شده نتيجه مىگيرد كه هر قنطار معادل 8400 دينار بوده است ( ياقوت :
معجم البلدان ) .
( 2 ) . قيروان معرب واژهء كاروان فارسى است . اين لفظ در زبان عربى نيز به معنى كاروان و قافله و همچنين محل چادر زدن و به اصطلاح « كمپ » كاروانيان و سپاهيان مأمور به يك منطقهء بيگانه به كار مىرفته است . بتدريج انتخاب محل دائمى براى اين گونه « كمپ » ها كه از تسهيلات و وسايل زيست مناسب برخوردار باشد و بتواند سپاهيان اعزامى را به خود بپذيرد مرسوم شد و كم و بيش به گونهء شهر درآمد و نام قيروان بر اين گونه شهرها بماند . هدف از احداث قيروان علاوه بر آنچه گفته شد نشان دادن قصد بقاء و ثبات اعراب در منطقهء مورد نظر بوده است . در زمان ما نيز شهرها و