حسبه « 1 » را بر انطاكيه ترتيب « 2 » كند و آنان را بر آن بلد مرابط قرار دهد و در زمينهء عطايا مضايقهيى بر ايشان روا ندارد . سپس نيز كه معاويه ولايت يافت به همان گونه به وى بنوشت . عثمان نيز به او نامهيى نوشت و فرمان داد كه جماعتى را در آنجا بگمارد و اقطاعاتى قرار دهد و او چنان كرد . ابن سهم گويد : بر پل انطاكيه در ارنط ايستاده بودم و آن زمان نوجوانى بودم ، از شيخ مسنى اهل انطاكيه شنيدم كه مىگفت : اين زمين را عثمان به جماعتى از سپاه ابو عبيده به اقطاع داد و اين كار در زمان ولايت معاويه از سوى عثمان بر شام انجام گرفت .
گويند كه معاوية بن ابى سفيان در سال چهل و دو جماعتى از پارسيان و اهل بعلبك و حمص و مصران را به انطاكيه منتقل كرد . از جمله ايشان مسلم بن عبد الله جد عبد الله بن حبيب بن نعمان بن مسلم انطاكى بود . وى بر يكى از دروازههاى انطاكيه ، كه امروزه باب مسلم خوانده مىشود ، به قتل رسيد و آن ، به اين شرح بود كه روميان از ساحل برآمده بر در انطاكيه فرود آمدند و مسلم بر بارو ايستاده بود . علجى با سنگ به وى زد و او را بكشت .
جمعى از مشايخ اهل انطاكيه ، كه ابن برد فقيه از آن جمله بود ، مرا حكايت كردند كه عبد الملك ارض سلوقيه را كنار ساحل
هامش
( 1 ) . به معنى افرادى كه با نيت عبادت و ثواب و به اميد اجر اخروى به انجام خدمتى عمومى روى مىآورند .
( 2 ) . از معانى كهن واژهء « ترتيب » ، گماردن دسته و جماعتى است به خدمت موظف در رشتهيى معين ، بويژه گماردن مردانى به طور ثابت در مناطق مرزى و استحكامات به خاطر دفاع و عمليات جنگى در قبال دشمن .