تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
طايفهء تنوخ بود و ايشان از آغاز اقامت در شام در آنجا منزل گزيدند . ابتدا در خيمه‌هاى بافته از مو مىزيستند ، و سپس در آنجا منازلى بنا كردند . ابو عبيده آنان را به اسلام دعوت كرد . برخى مسلمان شدند ، ولى طايفهء بنو سليح بن حلوان بن عمران بن حاف بن قضاعه به نصرانيت خود باقى ماند . يكى از اولاد يزيد بن حنين طائى انطاكى از شيوخ خود نقل كرد كه جماعتى از ساكنان آن ناحيه در عهد خلافت مهدى اسلام آوردند و او روى دستهاى ايشان واژهء قنسرين را به رنگ سبز منقوش ساخت . سپس ابو عبيده به قصد حلب روان گشت ، ولى به او خبر رسيد كه اهل قنسرين عهد خود شكسته و خيانت ورزيده‌اند . پس سمط بن اسود كندى را سوى ايشان فرستاد و او آنان را محاصره كرد و قنسرين را بگشود . هشام بن عمار دمشقى از يحيى بن حمزه و او از ابو عبد العزيز و او از عبادة بن نسى و او از عبد الرحمن بن غنم روايت كرد كه گفت : سمط - و يا شايد گفت شرحبيل بن سمط - را به مرابطهء شهر قنسرين گمارديم ، و او هنگامى كه آن شهر را فتح كرد گاوان و گوسفندانى به دست آورد و شمارى از آن را ميان ما قسمت كرد و باقى را جزء غنائم قرار داد حاضر طيئ كهن بود و اهل آن پس از جنگهاى فتنه و شورشى كه ميان ايشان بود ، در آنجا سكونت گزيدند . در آن زمان جمعى از ايشان در جبلين منزل كردند و باقى پراكندهء بلاد شدند . چون ابو عبيده بر ايشان وارد شد ، برخى
هامش
كه بر اثر اجتماع قبايل عرب در نزديكى شهرهاى اصلى پديد آمد ، غالبا عنوان حاضر به آنها اطلاق گرديد . مانند حاضر حلب در جنوب غربى آن شهر و حاضر قنسرين كه قريه‌يى در نزديكى شهر اخير بوده است .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 210 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل