رمله به همين مقدار كه براى ايشان منظور شده اكتفا خواهند كرد .
سليمان چون براى خود بناهايى بساخت به مردم نيز اجازه داد تا بسازند و آنان نيز چنان كردند . براى اهل رمله قناتى را كه به نام برده موسوم است و نيز چاههاى آبى را حفر كرد ، و مباشرت در انجام هزينههاى ساختن آن و نيز بناى مسجد جامع را به كاتبى نصرانى از اهل لد به نام بطريق بن نكا سپرد . شهر رمله قبل از سليمان وجود نداشت و به جاى آن ريگستان بود .
گويند كه دار الصباغين به ورثهء صالح بن على بن عبد الله بن عباس رسيد ، زيرا كه اين محل با ديگر اموال بنو اميه ضبط شده بود .
روايت كردهاند كه پس از سليمان بن عبد الملك ، بنو اميه براى چاهها و قناة رمله هزينههايى را انفاق مىكردند ، و چون بنو عباس به خلافت رسيدند همچنان اين انفاق را ادامه مىدادند و فرمان آن همه ساله و از خليفهيى به خليفهء ديگر تكرار مىشد . چون نوبت خلافت به ابو اسحاق المعتصم رسيد ، او آن هزينهها را تسجيل كرد و ديگر فرمان خواهى سالانه ترك شد و به گونهء جارى « 1 » در آمد كه عمال ، خود انفاق مىكردند و با آنان احتساب مىشد . گويند : در فلسطين فصول جداگانهيى در سجلات خلفاء وجود دارد كه از خراج عمومى جداست . در آن ديار مقولهء « تخفيف » و « ردود » موجود است ، و شرح آن اين است كه املاكى در خلافت رشيد به سر خود رها شد و صاحبانش به ترك آن گفتند .
رشيد ، هرثمة بن اعين را براى كشت آن زمينها بفرستاد ، و او جماعتى از كشاورزان و شخم زنان همان اراضى را بخواند تا به زمينهاى خود باز گردند و به ايشان وعده داد كه از خراجشان بكاهد و رفتارى نرم با آنان در پيش گيرد . گروهى
هامش
( 1 ) . يعنى مبلغ مقطوع سالانه .