تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
حسين از يحيى بن آدم و او از زياد بن عبد الله بكائى و او از محمد بن اسحاق روايت كرد كه رسول الله ( ص ) به پادشاهان حمير چنين نوشت : بسم الله الرحمن الرحيم . از محمد پيامبر فرستادهء خدا به حارث بن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال و شرح بن عبد كلال و به نعمان ، قيل « 1 » ذى رعين و معافر و همدان . اما بعد ، همانا كه خداوند شما را به هدايت خويش رهنمون گشته است كه جانب اصلاح و اطاعت از خدا و فرستاده او پيش گيريد و نماز گزاريد و زكات دهيد و از غنائم خمس خداوندى و سهم پيامبر و قسمت ويژهء او را بپردازيد و آنچه پروردگار بر مؤمنان نوشته است كه صدقهء مربوط به املاك است ادا كنيد ، و آن ده يك است نسبت به آنچه آب چشمه و آسمان آبيارى كند و نيم عشر است در مورد آنچه به غرب آبيارى شود . هشام بن محمد كلبى گويد كه نامهء پيامبر به عنوان عريب و حارث پسران عبد كلال بن عريب بن ليشرح بود . يوسف بن موسى قطان از جرير بن عبد الحميد و او از منصور و او از حكم روايت كرد كه گفت : رسول الله ( ص ) نامه‌يى به معاذ بن جبل كه در يمن بود نوشت در اين باب كه نسبت به آنچه به آب آسمان يا غيل مشروب شود ، ده يك مقرر است و بر آنچه به غرب و داليه آبيارى شود نيم عشر جارى است . بر هر محتلم‌شونده‌يى يك دينار يا معادل آن از معافر مقرر است . هيچ يهودى از يهوديت خود برگردانيده نخواهد شد « 2 » . گويند كه غيل آب جارى بر سطح زمين
هامش
( 1 ) . قيل كه جمع آن قيال است ، عنوانى است براى پادشاهان كوچك يمن ( ابو عبيد : غريب الحديث ) . ( 2 ) . مراد يهوديانى است كه نخواهند از ديانت خود دست بردارند .