( 344 ) . من أراد السلامة . . . .
كسى كه سلامت و بقا بخواهد از شجاعت دست بكشد .
اللّطائف ، ص 98 ؛ يواقيت ،
A
45 .
( 345 ) . فرّ خذله اللّه خير . . . .
فرار كرد ، خداوند او را مخذول بداراد ، بهتر است تا بگويند ، كشته شده خداوند او را رحمت كناد .
اللطائف و يواقيت : « أن » ندارند .
اين عبارت ، ضرب المثلى است كه نيز در روزگار ما به وسيلهء عوام به كار مىرود و در مورد تهوّرى كه سر صاحبش را به باد مىدهد گفته مىشود .
اللّطائف ، ص 98 ؛ يواقيت ،
A
45 .
( 346 ) . الفرار فى وقته ظفر .
گريز در فرصت مناسب ، پيروزى است .
اللّطائف ، ص 98 ؛ يواقيت ،
A
45 .
( 347 ) . الفرار ممّا لا يطاق . . . .
گريز از آنچه توان غلبه كردن بر آن نيست ، از سنّتهاى پيامبران است .
و مولوى اين عبارت را چنين به نظم كشيده است :
چون نباشد قوّتى پرهيز به * در فرار از لا يطاق آسمان بجه
مثنوى ، ج 6 ، بيت 496 ؛ شرح بحر العلوم ، ج 6 ، ص 44 ؛ اللّطائف ، ص 98 ؛ يواقيت ،
A
45 .
( 348 ) . إنّ اللّه جواد يحبّ . . . .
همانا كه خداوند بخشنده است و تمام بخشندگان را دوست دارد .
التمثيل و المحاضرة ، ص 409 .
( 349 ) . الجود غاية الزهد . . . .
بخشندگى ، هدف و غايت زهد ، و زهد نهايت بخشندگى است ، و نيز بخشندگى شرف را از نكوهش مصون مىدارد .
بخش نخست عبارت فوق در اللطائف و يواقيت به نام ابن المعتزّ آمده است .
اللّطائف ، ص 98 ؛ يواقيت ،
A
45 ؛ التمثيل و المحاضرة ، ص 409 .