تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
اين هنگام فرار كرد و از آن زمان اين مرد در حماقت ، مثل شده است . روحى و لوالجى در اين‌باره گويد :
گرچه بودم به الكنى باقل * كرد مدحش فصيح سحبانم
العقد الفريد ، ج 7 ، ص 173 ؛ البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 19 . ( 186 ) . سحبان وائل سحبان بن زمر بن اياس الوائلى از باهله ، خطيبى است كه در بيان و فصاحت و بلاغت مشهور است و گفته شده است : « أخطب من سحبان » . شهرت او از جاهليّت آغاز شد و قسمتى از زمان اسلام را ديده است . در خطبه‌هاى خود تكرار كلام و توقّف در سخن نمىكرد . در ايّام معاويه در دمشق اقامت داشت . از وى بيت زير را روايت كنند :
لقد علم الحىّ اليمانون أنّنى * إذا قلت أمّا بعد إنّى خطيبها
و سعدى شيرازى چنين مىگويد :
چو بر صحيفهء املا روان شود قلمش * زبان طعن نهد بر فصاحت سحبان
مجمع الأمثال ، ميدانى ، ص 224 . ( 187 ) . الكتاب وعاء ملئ علما . . . إلّا من الدفاتر . كتاب ، ظرفى پر از علم و آوندى آكنده شده از ظرافتها و زيباييهاست ، و همچنين ظرفى پر شده از جدّ و هزل مىباشد . اگر بخواهى ، آن كتاب كودنتر از باقل يا فصيحتر از سحبان بن وائل مىشود . اگر بدانى ، از نكته‌هاى غريب و عجيب آن شگفت‌زده مىشوى ؛ و اگر درك كنى پندهاى آن ، تو را اندوهگين مىسازد . همچنين كتاب بهترين پشتيبان مورد اطمينان و بهترين گنج و مزرعه‌اى است ، و كتاب نيز بهترين ذخيره ، سازكار ، نزهت و افسون است . خوشا چنين پيشه و همرازى كه در ساعت تنهايى در ديار غربت بهترين آشناست . كتاب ، يار ، هم‌صحبت ، وزير و فروآينده‌اى نيك است . و چه كسى ديده است چنين باغى را كه به وسيلهء آستينى برداشته مىشود ، و گلزارى كه در اتاقى باز و بسته مىشود ؟ و آن كتاب است كه به زبان مردگان سخن مىگويد ، و سخنان زندگى را ترجمه مىكند . و اگر كتابهاى نگاشته شده ، جاويدان نماند ، بيشتر دانشها از بين مىرفت و فراموشى بر سلطان حافظه چيره مىشود . و گفته شده است كه بزرگواريها از بين رفته و تنها در دفترها مانده است . اللطائف ، ص 50 ؛ يواقيت ،
B
25 . ( 188 ) . و خير جليس فى الزمان كتاب . و بهترين همنشين در روزگار كتاب است .