مىبينم نيكويى اين نرگس تازه ، خبردهنده از خدا كه شراب حرام نيست .
[ ذمّ نرگس ] « 1 »
انظر إلى نرجس تبدّت * صبحا لعينك منه طاقه
و اكتب « 2 » أسامى مشبّهيه * بالعين فى دفتر الحماقه
فأىّ « 3 » حسن لطرف شاك « 4 » * من « 5 » يرقان يحلّ ماقه
كرّاثة « 6 » ركّبت عليها * صفرة بيض على رقاقه 523
نظر كن به نرگس كه پديد آمد در صبح يك دستهء او ؛ و نام آن كسانى كه او را ماننده مىكنند به چشم ، در دفتر احمقى بنويس ؛ چه نيكويى است چشمى را شكايتكننده از يرقان كه در چشم اوست ، چون گندنا است كه /
a
67 / بر سر آن نانى تنك كرده باشند و بر زور نان زردهء خايه .
قد أجاد الورد حجّته * فى مقال غير ذى خطل
قال لى : أبصرت نرجسة * غضّة فى كفّ ذى غزل
و هى تحكى عين ذى مرض * يقطّع للأيّام بالعلل
نيكو گفت گل حجّت خود را در سخنى كه از خطا دور بود . مرا گفت : ديدى نرگس تازه را در دست دوست كه مىمانيد به چشم رنجورى كه روزگار را مىگذراند به بهانهها ؟
هامش
( 1 ) . با توجّه به كتاب اللطايف و الظرائف و فحواى موضوع افزوده شد .
( 2 ) . ع : و اذكر
( 3 ) . ع : و أىّ
( 4 ) . ع : يرى لطرف
( 5 ) . ع : مع
( 6 ) . ع : كراية