تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
تعالى . چشمهايى است نرگس نگرنده از سيم و حدقه‌هايى از زر گداخته بر شاخهايى از زبرجد ، گواهىدهنده كه خداى را انباز نيست . و ابن طباطباى علوى را است :
و نرجس ذى نظر ما غضّه * حثّ على اللّهو الفتى و حضّه زبرجد و ذهب و فضّه
بسا نرگس تازه كه بر عيش كردن داشت جوان را ، او زبرجد است و زر و نقره . ابن الرّومى گويد : شعر
خجلت خدود الورد عن تفضيله * خجلا تورّده عليه شاهد لم يخجل الورد المورّد لونه * إلّا و تاح له الفضيلة عاند للنّرجس الفضل المبين و إن أبى * آب و حاد عن الطريقة حائد هذى النّجوم و هى التّى ربّتهما * بحيا السّحاب كما يربّى الوالد فانظر إلى الأخوين من أدناهما * شبها بوالده ، فذاك الماجد أين العيون من الخدود نفاسة * و رياسة لو لا القياس الفاسد 522
خجل شد رخ گل كه او را افزونى نهادند بر نرگس ، و گلگون شدن رنگ /
b
66 / او بر آن گواه است . و خجل نشد رخ گل الّا كه ستيزه‌كشى بر او حكم كرد به تفضيل او . و نرگس را است افزونى پيدا ، و اگرچه كسى مانع شود و از راه راست بگردد . اين ستارگان آسمان ايشان‌اند كه گل را و نرگس را پرورده‌اند به باران ابر ، چنان‌كه پدر فرزند را پرورد . پس بنگر به دو برادر ، يعنى نرگس و گل ، هركدام از اين دو كه به پدر مانندترند ، آن بزرگ قدرتر است ، يعنى برگهاى نرگس و شكوفه‌هاى او به ستارگان مىماند . و هم ابن الرّومى را است :
أرى حسن هذا النّرجس الغضّ مخبرا * عن اللّه أن ليس النّبيذ محرّما
تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 184 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / عارف أحمد زغول / محمد بن أبى بكر بن على ساوى