نب مدح زر
زر باقيتر گوهرها است و صابرتر بر دفن كردن در خاك ، و در آب و در آتش اندك مايه ناقص شود چون در گداختن افراط كنند ، و از همه آن چيزى كه به ترازو بركشند سنگينتر است چون در حجم يكى باشند ، و جمله جواهر معادن چون بر زيبق نهند در انايى بر سرآيند الّا زر كه تا به قعر زيبق فرورود ، و دندان كه چينند سخت نتوان كردن به هيچچيز الّا به زر 504 ، و همچنين به جاى بينى بريده و ميلى كه از زر سازند و در چشم كشند بىكحل نور چشم بيفزايد ، و در زمينى كه زر رويد ، چون نقره سالهايى چند بنهند ، زر گردد از خاصيّت زمين و همچنين آهن .
و از پيغمبر - عليه السّلام - پرسيدند كه : گوگرد سرخ چيست ؟ گفت : آن زر است ، و از نفاست و عزّت زر است كه پيغمبر فرمود : لو أنّ لى طلاع الأرض ذهبا لافتديت به من هول المطّلع 505 ؛ و مثل به زر آورد .
قدامه 506 گويد : و الذهب [ نسيم مركوم ] « 1 » و شعاع معقود 507 ؛ و اين /
a
64 / وصفى غريب است و عجيب كه گفت او شعاع آفتاب است بسته .
و ثعالبى گويد : من ملك الصّفراء ابيضّ وجهه و اخضرّ عيشه و اسودّ وجه عدوّه 508 .
هامش
( 1 ) . س : بياض گذارده است . با توجّه به فحواى عبارت از كتاب اللطايف و الظرايف افزوده شد .