نا مدح آبگينه
سهل بن هارون 498 در كتاب مجالس الملوك مىگويد : آبگينه ، عمرها در خاك و آب مىماند و بىجلا دادن مجلوّ است ، و در او صفايى است كه عكسهاى اجسام را به باصره مىرساند ، و در آبگينه ، شراب بهتر آرايش و بها و زيب دارد كه در زر و جز آن ، و قيمت او مرتفع نشود ، و طعام در ديگهاى آبگينه خوشتر بود كه در ديگهاى سنگين 499 ، و روى نديم در وقت قدح بر لب نهادن محجوب نماند و هرگز زنگ نگيرد و نم نگيرد و بوى زهومات در اجزاى او نماند ، وگر شوخگن شود به آب تنها از او دفع شود و هرگه كه به آب بشستند چون نو گردد ، و او مانندترين چيزى است به آب ، از بهر آن نام او آبگينه است ، يعنى آبگونه ، و صنعت او عجب است و صناعت او عجبتر /
a
63 / ، و هركه از آن آب خورد پندار كه از انايى از آب ، آب مىخورد .
ذمّ آبگينه
نظّام 500 گويد : يسرع إليه الكسر و لا يقبل الجبر : زود شتابد به او شكستن و بازبستن قبول نكند .
و آبگينه مثلى است هرچيزى را كه تنك و ضعيف باشد كه ذمّ كنند و شكر نگويند ،