جمع ميان او و ميان هر عملى ممكن مىشود ، و شتر و اسب و بهيمه را خوش مىآيد ، و كودكان شيرخواره از آن لذّت مىيابند ، و مرغان و رمندگان صحرا گوش به آواز خوش مىدارند و مىايستند .
و بعضى از فقهاى متكلّمان گفتهاند كه در سماع خلاف كردهاند : قومى آن را مباح داشتهاند و قومى حرام داشته ، و من مخالف هر دو قومم و مىگويم كه سماع واجب است براى بسيارى منافع آن و حاجت نفوس به آن .
و معاويه به وقت سماع سر را بجنبانيدى و دست بزدى و شادى در نفس او ظاهر شدى . چون سكون با او رجوع كرد بر طريق عذر گفتى : إنّ الكريم طروب و لا خير فيمن لا يطرب 493 .
و مروان چون اسحاق موصلى پيش او آمدى ، گفتى : گوشهاى ما را طعامى ده كه رحمت خدا بر شما باد .
و گفتهاند : السّماع غذاء الرّوح كما أنّ الطّعام و الشّراب غذاء البدن .
و گفتهاند : السّماع غذاء الأسماع 494 .
ذمّ سماع
حطيئة 495 گفت قومى را كه پيش او فروآمده بودند : سرود از خانهء من دور كنيد كه آن افسون زنا است .
و سليمان بن عبد الملك شبى در لشكرگاه خويش آواز سرود و غنا شنيد ، بفرمود تا آن كس را خصى كردند . پس گفت : اسب نر چون بانگ كند ، ماديان به گشن آيد و چون شتر نر بانگ كند /
b
62 / ناقه به گشن آيد ، و همچنين بز نر ؛ و چون مرد سرود گويد به صوت زن ، تيز شهوت گردد و از آن شرّ و فساد حادث شود .
و كندى حكيم ، پسر خود را نصيحت مىكرد ، گفت : اى پسر من ! حذر كن از سماع كه آن برسام تيز است 496 ، زيرا كه چون طرب كنى ، شراب بسيار بخورى . پس ناچار بذل اموال كنى ، پس درويش شوى ، پس غمگين شوى ، پس بيمار شوى ، پس بميرى .