مىكند و سخن /
b
61 / دراز كرد و ختم كرد . و در درازى روز آمن نباشى از حادثه كه پيش از آن نبوده باشد . يا خبرى كه مكروه دارند كه انس را و شراب را مانع مىشود .
و له :
شعر
لا تدعنى لصبوح * إنّ الغبوق حبيبى
اللّيل لون شباب * و الصّبح لون مشيب 490
مرا به صبوح مخوان ، كه شراب شبانگاهى دوست من است . شب رنگ جوانى دارد و صبح رنگ پيرى .