لكن آنقدر كن از مزاح كه طعام را نمك دهند .
و گفتهاند : افراط در مزاح ناپاكى است در سخن ، و ميانه ظرافت است و تقصير در آن پشيمانى است .
و از سعيد بن جبير ، عطاء بن السّائب روايت كند ، گفت : سعيد هرگز بر ما قصّهاى نخواندى الّا ما را به وعظ آن بگريانيدى و از آن مجلس برنخاستى تا ما را به مزاح بنخندانيدى .
ذمّ مزاح
گفتهاند : المزاح يذهب المهابة و يورث الضّغينة 387 : مزاح هيبت ببرد و كينه در دل پديد آورد .
و گفتهاند : المزاح أوّله فرح و آخره ترح : اوّل مزاح شادى است و آخر آن اندوه .
و ديگرى گويد : اگر مزاح فحل بودى ، نزايانيدى الّا شرّ .
و ابو نواس گويد :
ربّ مزح جرّه اللّعب 388