سخاوت كنيم بر بيچارگان به آنچه ايشان از ما سؤال كنند ، ما بدحالتر از ايشان شويم .
و على بن الجهم گفتى : سخاوت به ملوك رها كنيد كه لايق ايشان است .
ابن المعتزّ [ گفت ] :
يا ربّ جود جرّ فقر امرئ * فقام للنّاس مقام الذّليل
فاشدد عرى مالك و استبقه * فالبخل خير من سؤال البخيل 352
اى بسا سخاوت كه درويشى مردى حادث كرد ؛ پس در ميان مردم خوار و ذليل شد .
سخت كن عروهء مال را و باقى گردان آن را كه بخل بهتر از سؤال كردن بود از بخيل .
و قال عبد العزيز بن عبد اللّه بن طاهر :
شعر
فى كلّ شىء سرف * يكره حتّى فى الكرم
فلربّما الفى لاء * أفضل من ألف نعم 353
در همه چيزى اسراف دشخوار دارند تا به حدّى كه در كرم نيز دشخوار دارند ؛ و بسا كه يابم نه گفتن بهتر از هزار آرى گفتن .