كز مدح تنهايى
گفتهاند : الوحدة خير من جليس السّوء . 328
و گفتهاند : العزلة عن الناس توقّى العرض و تبقى الجلالة و تستر الفاقة و ترفع مؤونة المكافاة : جدايى از مردم عرض را نگاه دارد ، و حرمت و بزرگى نفس را باقى گذارد ، و درويشى را بپوشاند ، و رنج مكافات نيكى بردارد ، و احوال دنيا كه استعمال آن واجب است كفايت كند .
و شاعر گويد :
شعر
كن لقعر البيت جلسا * و ارض بالوحدة أنسا
لست بالواجد خلّا * أو تردّ اليوم أمسا
در بن خانهء خود ملازم باش - گويند : فلان جلس البيت ، يعنى ملازم خانه است . تشبيه به جلس عرب كه پلاس است كه در خانه بيندازند كه آنجا دائم بود - و راضى شو به تنهايى كه تو دوست نخواهى يافت مگر امروز را ديروز گردانى و چون اين محال است ، آن محال باشد .
و منصور فقيه 329 گويد : /
b
38 /