پرش به محتوای اصلی

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحه 94

پدیدآورندگان:

ص۹۴
و قطامى 320 گويد : شعر
قد يدرك المتأنّى بعض حاجته * و قد يكون مع المستعجل الزّلل 321
آهستگىكننده را وقت باشد كه بعضى از حاجت خويش دريابد ، و باشد كه تعجيل‌كننده را در كارها سهو و غلط افتد .

ذمّ آهستگى

گفته‌اند : إيّاكم و التّأنّى فى الأمور ؛ فإنّ الفرص تمرّ مرّ السّحاب 322 : بپرهيزيد از آهستگى در كارها كه فرصتها مىگذرد ، گذشتن ابر . و ابو العيناء را گفتند : لا تعجل فإنّ العجلة من الشّيطان . 323 گفت : اگر تعجيل از ديو بودى ، موسى كليم اللّه نگفتى :
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى
. و قطامى گويد : شعر
و ربّما فات قوما « 1 » بعض نجحهم * من التّأنّى ، و كان الحزم لو عجلوا / b 37 /
بسا كه قومى را بعضى از مراد يافتن ايشان فوت شود به سبب آهستگى ، و در كارها بيدارى و راى صائب آن بودى كه تعجيل كردندى . و ابن الرومى گويد :
عيب الأناة و إن كانت مباركة * أن لا خلود و أن ليس الفتى حجرا 324
عيب آهستگى كردن ، و اگرچه مبارك است ، آن است كه مرد جاويد نماند و سنگ نيست كه چندان بماند كه مطلوب او به آهستگى ميسّر شود ، بلكه امكان دارد كه وعدهء
پاورقی
( 1 ) . ع : قوم .