باشد ، خود به ثمرهء آن پيروزى يابد و اگر خطا افتد در مكروه ، او را مشاركى باشد ؟
و گفتهاند : چون با عاقلى مشاورت كنى ، عقل او تو را باشد .
و عتّابى گويد : المشورة عين الهداية و قد خاطر من استغنى برأيه . 312
و ابن المعتزّ گويد : المشورة راحة لك و تعب لغيرك « 1 » . 313
و گفتهاند : هركه با عقلا بسيار مشاورت كند ، اگر صواب افتد ، از مادحى خالى نباشد ؛ و اگر خطا افتد ، از معذوردارندهاى خالى نماند .
و ثعالبى گويد : ثمرة رأى المشير أحلى من الأرى المشور : /
b
36 / ميوهء رأى مشورتكننده ، شيرينتر است از انگبين رفته از كواره .
ذمّ مشورت
عبد الملك بن صالح الهاشمى 314 مشورت را نكوهش كردى و گفتى : هرگز با كسى مشاورت نكردم الّا بر من تكبّر كرد و پيش او خوار شدم و در وى عزّتى ظاهر شد و در من خوارى بر تو باد كه مشاورت [ نكنى ] وگر طرق آن بر تو تنگ شود و مسالك آن بر تو مشتبه گردد . 315
و عبد اللّه بن طاهر 316 گفتى : ما حكّ ظهرى مثل ظفرى : نخاريد پشت مرا مانند ناخن من .
و لإن « 2 » أخطىء « 3 » مع الاستبداد ألف خطأ أحبّ إلىّ من أن أستشير و ألحظ به عين النّقص و الحاجة : و از بهر آنكه اگر من هزار خطا كنم ، به استقلال خويش بىمراجعت با مشيرى ، دوستتر دارم كه طلب مشاورت كنم و به من به چشم نقصان و حاجت نگرند .
هامش
( 1 ) . در بالاى اين واژه در س كلمهء « على » افزوده شده است .
( 2 ) . س : و لأنّى .
( 3 ) . س : أخطأ .