بيشتر است نكوهشت مىكند و آن كس كه از تو مرتبهاش پايينتر است ، خود را برتر از تو مىبيند .
توضيح : « لا تواتيك » : همراهى نمىكند ، همساز نيست .
« لا تعتريك » : به تو نمىنشيند ، به تو نمىرسد ، نفوذ نمىكند .
« لا تسنح لك » : آسان نمىگيرد .
« اغتصاب » : غصب كردن .
« قرض الشّعر » : شعر سرودن ، به نظم آوردن .
فان ابتليت بأن تتكلّف القول و تتعاطى الصّنعة و لم تسمح لك الطباع فى أوّل وهلة و تعصّى عليك بعد إحالة الفكرة فلا تعجل و لا تضجر ، و دعه بياض يومك او سواد ليلك و عاوده عند نشاطك و فراغ بالك ، فإنّك لا تعدم الإجابة و المواتاه ، ان كانت هناك طبيعة او جريت من الصناعة على عرق .
پس اگر به پرداختن سخن و دست يافتن به صنعتى دچار شدى و ذوق و سليقهات در وهلهء نخست ، به تو رخصت نداد و پس از انديشيدن هم با تو سختى نمود ، شتاب نكن و آزرده مباش . و از پرداختن به آن سخن در روشناى روز يا تيرگى آن شب دست بكش .
و هنگامى كه روانى خرّم و خاطرى آسوده يافتى به آن باز گرد . بىشك در آن هنگام ، دستاورد و پاسخى همساز را از دست نخواهى داد ، اگر طبع و سرشتى متناسب داشته باشى .
يا در قلمرو هنر ، بر اساس بنياد و ريشهاى گام زده باشى .
توضيح : « لم تسمح لك » : به تو اجازه نداد .
« مواتاة » : همراهىكردن ، همساز شدن ، هماهنگ گرديدن .
« عرق » : بن ، پايه ، ريشه .
فان تمنّع عليك بعد ذلك من غير حادث شغل عرض و من غير طول اهمال فالمنزلة الثالثه ان تتحوّل من هذه الصناعة الى اشهى الصناعات إليك و اخفّها عليك . . . ؛ لانّ النفوس لا تجود بمكنونها مع الرّغبة و لا تسمح بمخزونها مع الرّهبة ، كما تجود به مع المحبّة و الشّهوة فهكذا هذا .
اگر پس از اينها نيز طبعت به تو بهره نداد بدون اينكه رخدادى رخ نموده باشد و بدون اينكه زمانى دراز ، آن كار را رها كرده باشى . آنگاه بايد در منزل سوم ، از آن هنر به هنرى كه
جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: السيد أحمد الهاشمي
ص٦٩